برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1285 100 1

fertiliser

واژه fertiliser در جمله های نمونه

1. Get some more fertiliser for the garden.
[ترجمه ترگمان]برای باغ چند کود شیمیایی دیگر تهیه کنید
[ترجمه گوگل]برخی از کود برای باغ دیگر را دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The peasant bought a bag of chemical fertiliser in the market place.
[ترجمه ترگمان]کشاورز یک کیسه کود شیمیایی در بازار خرید
[ترجمه گوگل]دهقان یک کیسه کودهای شیمیایی را در بازار خریداری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Feed houseplants with a liquid fertiliser.
[ترجمه ترگمان]تغذیه با یک کود شیمیایی مایع
[ترجمه گوگل]گیاهان دارویی با کود مایع
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The fertiliser releases nutrients gradually as bacteria decompose it.
[ترجمه ترگمان]کود شیمیایی به تدریج مواد غذایی را رها می‌کند و باکتری‌ها تجزیه می‌شوند
[ترجمه گوگل]کود حاوی مواد مغذی به تدریج به عنوان باکتری تجزیه می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه fertiliser به انگلیسی

fertiliser
• person or thing which fertilizes; organic or chemical substance added to soil to enrich it (i.e. manure), fertilizer

fertiliser را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی fertiliser مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )