انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1095 100 1

flesh out

تلفظ flesh out
تلفظ flesh out به آمریکایی تلفظ flesh out به انگلیسی

واژه flesh out در جمله های نمونه

1. You need to flesh out the bones of your idea a bit more.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو باید استخوان‌ها رو کمی بیشتر از هم جدا کنی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما نیاز به کمی بیشتر از استخوان های ایده خود دارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Examples were used to flesh out the skeleton of the argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از نمونه‌ها برای تهیه اسکلت این بحث استفاده شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مثال هایی برای بدست آوردن اسکلت استدلال استفاده شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. They must be prepared to flesh out their strategy with some details.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها باید برای بیرون آوردن استراتژی خود با برخی از جزئیات آماده باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باید آماده باشند تا استراتژی خود را با جزئیاتی آماده کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. You need to flesh out your argument with a few more examples.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما باید استدلال خود را با چند مثال دیگر از بین ببرید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید چند مثال دیگر را با استدلال خود مقایسه کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Nobody bothered to flesh out the story with others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس به خودش زحمت نداد که داستان را با دیگران تعریف کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس نتوانست داستان را با دیگران درک کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. One ripped a piece of flesh out from my armpit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی از گوشتم را از زیر بغل من بیرون آورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک قطعه گوشت از زیر بغل من پاره شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The Cobe evidence will flesh out the skeleton of existing knowledge and allow astronomers to begin to chose between competing cosmological theories.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شواهد Cobe اسکلت دانش موجود را از بین خواهند برد و به اختر شناسان اجازه می‌دهند که شروع به انتخاب بین نظریه‌های (کیهانی)رقیب کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شواهد کوب نشانگر اسکلت دانش موجود است و اجازه می دهد که ستاره شناسان بین تئوری های کیهان شناختی رقابت کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Good meals can make you flesh out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]غذاهای خوب می‌توانند گوشت را از گوشت بیرون بکشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وعده های غذایی خوب می تواند شما را به حال خود رها کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Developers can have the freedom to flesh out concepts outside of the main code branch without impacting stable configurations.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سازندگان می‌توانند این آزادی را داشته باشند که مفاهیم بیرون از شاخه اصلی کد را بدون تاثیر بر پیکر بندی‌های ثابتی داشته باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]توسعه دهندگان می توانند آزادی بیان مفاهیم خارج از شاخه کد اصلی بدون تأثیر تنظیمات پایدار داشته باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Sheila's face is to flesh out now that she's passed through the growth spurt of puberty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چهره شیلا حالا در حال رشد است و رشد کرده و رشد کرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چهره شیلای این است که در حال حاضر چهره ی او را از طریق رشد رشد بلوغ گذرانده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The playwright often fails to flesh out his characters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمایش نامه‌نویس اغلب نمی‌تواند شخصیت خود را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمایشنامهنویس اغلب نمیتواند شخصیتهای خود را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Anything and everything that will flesh out your thesis statement or research question.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر چیزی و هر چیزی که بیانیه پایان‌نامه خود را از بین می‌برد یا سوال تحقیق است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر چیزی و هر چیزی که بیانیه ی پایان نامه شما و یا سوال تحقیق را مطرح می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Many different lines of evidence may be used to flesh out the bare bones of the fossils.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بسیاری از خط‌های مختلف شواهد ممکن است از استخوان‌های برهنه فسیل‌ها استفاده کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از شواهد مختلف ممکن است برای استخراج استخوان های لخت فسیلی استفاده شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They provide a sort of skeleton grammar for me to flesh out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ان‌ها یک نوع کتاب دستور زبان برای من برای گوشت و گوشت فراهم می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها یک نوع گرامری اسکلت را برای من فراهم می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه flesh out به انگلیسی

flesh out
• make fat, make fuller, fatten; become shapely; become plump, become fat; elaborate, provide additional details; expound; expatiate, go into great detail

flesh out را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

هادی سلیمی ١٦:٣٠ - ١٣٩٦/٠٣/١٧
واقعیت بخشیدن، جسم بخشیدن، مفصل‌تر کردن، با جزئیات ساختن، اطلاعات افزودن
|

سعید صفاری مقدم ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٣/٣٠
بسط دادن، باز کردن بیشتر موضوع، ارائه جزییات بیشتر
شکافتن موضوع مورد بحث، تکمیل کردن کاری یا موضوعی با ارائه جزییات بیشتر، به تفصیل بیان کردن
|

فرهاد شهریاری ٠٧:٤٨ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
تشریحِ جزییات، تبیین، تفصیل
|

بابک ٠١:٢٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٢
جزییات بیشتری افزودن (بر چیزی)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی flesh out مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )