برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1354 100 1

flexibility

/ˌfleksəˈbɪləti/ /ˌfleksəˈbɪlɪti/

معنی: تورق، انعطاف پذیری، انعطاف، قابلیت انعطاف
معانی دیگر: خمش

بررسی کلمه flexibility

اسم ( noun )
• : تعریف: the capability of bending easily, or being bent easily, and not breaking.

- These shoes are comfortable because of the flexibility of the soles.
[ترجمه ترگمان] این کفش‌ها به خاطر انعطاف‌پذیری پاشنه کفش راحت هستند
[ترجمه گوگل] این کفش ها به دلیل انعطاف پذیری کف ها راحت هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه flexibility در جمله های نمونه

1. at this juncture in the negotiations we must all show patience and flexibility
در این نقطه‌ی حساس مذاکرات همه‌ی ما باید صبر و انعطاف داشته باشیم.

2. The regulations do not permit much flexibility.
[ترجمه ترگمان]این مقررات به انعطاف زیادی اجازه نمی‌دهند
[ترجمه گوگل]مقررات انعطاف پذیری زیادی را اجازه نمی دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Employees expect flexibility in the workplace.
[ترجمه ترگمان]کارکنان انتظار انعطاف‌پذیری در محل کار را دارند
[ترجمه گوگل]کارکنان انعطاف پذیری در محل کار را می خواهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Police work involves a considerable degree of flexibility and discretion.
[ترجمه ترگمان]کار پلیس شامل میزان قابل‌توجهی از انعطاف‌پذیری و احتیاط است
[ترجمه گوگل]کار پلیس شامل میزان قابل توجهی از انعطاف پذیری و اختیار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her great strength lies in her flexibility.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف flexibility

تورق (اسم)
ductility , lamination , flexibility , malleability
انعطاف پذیری (اسم)
flexibility
انعطاف (اسم)
plasticity , inflection , inflexion , intorsion , flexibility
قابلیت انعطاف (اسم)
flexibility , malleability , pliability

معنی flexibility در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] قابلیت انعطاف
[عمران و معماری] انعطاف پذیری - خمش پذیری - انعطاف - سازگاری - قابلیت انعطاف
[برق و الکترونیک] انعطاف پذیری
[زمین شناسی] انعطاف پذیری ، خمش پذیری ، انعطاف ، سازگاری ، قابلیت انعطاف
[نساجی] انعطاف پذیری - انعطاف - قابلیت انحنا - نرمی - خمیدگی
[ریاضیات] انعطاف پذیری، خم پذیری، نرمی، خمش، قابلیت انعطاف
[پلیمر] انعطاف پذیری
[حسابداری] انعطاف و نقدینگی
[عمران و معماری] ضریب انعطاف پذیری
[زمین شناسی] ضریب انعطاف پذیری
[آب و خاک] کشت وکار قابل انعطاف
[عمران و معماری] ضریب خمش پذیری
[عمران و معماری] ماتریس خمش پذیری - ماتریس نرمی
[عمران و معماری] ماتریس انعطاف پذیری سازه
[عمران و معماری] روش انعطاف پذیری - روش نرمی
[عمران و معماری] نرمی تیر طره ای
[عمران و معماری] نرمی میانی
direct flexibil ...

معنی کلمه flexibility به انگلیسی

flexibility
• elasticity, pliability, ability to bend or be bent
catlike flexibility
• ease of movement

flexibility را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان سنگین آبادی
مهندسی عمران سازه و زلزله : ماتریس نرمی
اردلان یزدان پناهی
نرمی،
Opposites: Rigidity, Stiffness
يار دلواري
My flexibility in accepting the man's words of my life is better
انعطاف پذیری من در پذیرش سخنان مرد از زندگی من بهتر است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی flexibility
کلمه : flexibility
املای فارسی : فلخیبیلیتی
اشتباه تایپی : بمثطهذهمهفغ
عکس flexibility : در گوگل

آیا معنی flexibility مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )