انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 954 100 1

flyer

تلفظ flyer
تلفظ flyer به آمریکایی/ˈflaɪər/ تلفظ flyer به انگلیسی/ˈflaɪə/

معنی: در حال پرواز، اگهی روی کاغذ کوچک، پروانه موتور، پره اسیاب، گردونه تیزرو
معانی دیگر: رجوع شود به: flier، flier : اگهی روی کاغذ کوچک

بررسی کلمه flyer

اسم ( noun )
• : تعریف: variant of flier.

واژه flyer در جمله های نمونه

1. To call Michael Lawrence a high flyer would be an understatement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اینکه به \"مایکل لورنس\" زنگ بزنم خیلی کم‌تر میشه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای تماس با مایکل لارنس یک آگهی بالا می تواند بسیار کم باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Newly enrolled members of the Fantastic Flyer program also receive special discounts, coupons and other benefits during the year.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اعضای تازه ثبت‌نام در این برنامه، تخفیف ویژه، کوپن و مزایای دیگر را در طول سال دریافت می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اعضای جدید برنامه ثبت نام فوق العاده در طول سال نیز تخفیف ویژه، کوپن ها و مزایای دیگر را دریافت می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. A rusted Radio Flyer wagon carried an unclothed crybaby doll with no legs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک واگن مسافربری زنگ‌زده با لخت لخت، عروسک crybaby را با پا برهنه حمل می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]واگن رادیو فلیج زنگ زده یک عروسک جادوگر بدون سر و صدا با هیچ پا انجام داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Some one hands out a flyer for Digital Bubblebath, a rave set for next weekend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از آن‌ها آگهی برای Bubblebath دیجیتال را دست به دست هم می‌دهند، و برای آخر هفته بعدی یک مجموعه پر آشوب برپا می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعضی از آنها یک فلیکر برای Digital Bubblebath را ارائه می دهند که برای تعطیلات آخر هفته تعیین شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. High flyer: Daredevil Elaine Mitchell is planning a high flying stunt to raise money for multiple sclerosis research.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آگهی بالا: کاپیتان ایلین میچل در حال برنامه‌ریزی یک شیرین‌کاری بلند پرواز برای افزایش پول برای research چند گانه است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بالا پرواز: Daredevil ایلین میچل در حال برنامه ریزی پرواز شیرین پرواز برای جمع آوری پول برای تحقیقات اسکلروز چندگانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Although by now an excellent flyer, he still showed no interest in using flight as a mode of play.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با اینکه در حال حاضر یک آگهی عالی بود، اما هنوز هیچ علاقه‌ای به استفاده از پرواز به عنوان یک حالت نمایش نشان نمی‌داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر چه در حال حاضر یک پرواز بسیار عالی است، او همچنان هیچ علاقه ای به استفاده از پرواز به عنوان یک حالت بازی نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The frequent flyer yearns to be grounded.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آگهی مکرر به دنبال ریشه کردن است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرواز مکرر تمایل دارد زمین بیاورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It was good to be a flyer, up above it all, godlike in your vision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خیلی خوب بود که آگهی باشد، بالای آن، بالای همه آن، خدا مانند your
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوب بود که یک آگهی باشد، بالاتر از همه آن، در دید شما، خداحافظ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The flyer about the rally is taped to the wall behind the counter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آگهی در مورد این تجمع روی دیوار پشت باجه ضبط شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آگهی در مورد این تظاهرات به دیوار پشت شمارنده ضبط شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. He was clumsy, not yet a flyer, but already a good hopper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دست و پا چلفتی بود، اما هنوز آگهی نداشت، اما پیش از این کار خوبی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دست و پا چلفتی بود، هنوز نه یک پرواز، اما در حال حاضر یک hopper خوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. All great fun for the flyer but not for those inclined to complain about noise pollution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همه این آگهی برایشان جالب بود، اما نه به خاطر کسانی که مایل بودند در مورد آلودگی و سر و صدا شکایت کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همه سرگرم کننده برای فلیکر، اما نه برای کسانی که تمایل به شکایت در مورد آلودگی سر و صدا
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. But the 25-year-old flyer made the most of his come-back chance when he starred in last weekend's win at Derby.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما این آگهی ۲۵ ساله بیش‌ترین شانس بازگشت او را به ارمغان آورد زمانی که او در مسابقه آخر هفته آخر هفته گذشته در داربی بازی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما تابحال 25 ساله بیشترین شانس بازگشتش را داشت، زمانی که وی در پیروزی آخر هفته گذشته دربی، ستاره دار بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The association has prepared a flyer asking reporters not to exaggerate damage, asserting that not all coastal areas have been hit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این انجمن یک آگهی برای خبرنگاران آماده کرده‌است که از خبرنگاران خواسته تا در مورد آسیب اغراق نکنند و تاکید می‌کنند که تمام مناطق ساحلی مورد اصابت قرار نگرفته اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این انجمن یک فلیکر را تهیه کرده که خبرنگاران را تهدید نمی کند که آسیب بیشتری نداشته باشند، ادعا می کنند که تمام مناطق ساحلی مورد حمله قرار نگرفته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Frequent Flyer Plan has been one of main means of airlines competition.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برنامه Flyer مکرر یکی از راه‌های اصلی رقابت خطوط هوایی بوده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه Flyer Frequent یکی از ابزارهای اصلی رقابت های شرکت های هواپیمایی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. I knew that a phrase such as "frequent flyer," "hatch-back," or "Jello shot" would in time make a poem sound dated and thus could drastically shorten its shelf life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من می‌دانستم که عبارت از جمله \"آگهی مکرر\"، \"باز برگشت\"، یا \"تیری jello\" در زمان به صدا درآمد و در نتیجه می‌تواند زندگی shelf را به شدت کوتاه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من می دانستم که جمله ای مانند «پرواز مکرر»، «عقب نشینی کردن» یا «شلیک جلودوری» در زمان ایجاد یک صدای شعر تاریخی بود و بنابراین می توانست عمر مفید آن را به طور چشمگیری کاهش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف flyer

در حال پرواز (اسم)
flier , flyer
اگهی روی کاغذ کوچک (اسم)
flier , flyer
پروانه موتور (اسم)
flier , flyer
پره اسیاب (اسم)
flier , flyer
گردونه تیزرو (اسم)
flier , flyer

معنی flyer در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] آگهی روی کاغذ کوچک ، پروانه موتور ، پره آسیاب ، درحال پرواز ، گردونه تیزرو گروهی از ژئوفونها که با فاصله معین نسبت به یکدیگر و به صورت دائم (توسط کابل) به هم متصل شده اند، برای مثال در حالت معمول، شش ژئوفون با فاصله 20 فوتی نسبت به یکدیگر به هم متصل شده و سری یا مجموعه ای را تشیکل می دهند که با استفاده از یک بست به کابل اصلی که وظیفه انتقال سینگنال به ابزار ثبت رخدادها را به عهده دارد، متصل می شوند.
[نساجی] ماشین نیم تاب - پرتاب شدن الیاف از روی غلتک فانسی - فلایر - پروانه تاب دهنده نیمچه نخ
[نساجی] پایه فلایر ( در ماشین نیمتاب رووماتیک)
[نساجی] انگشتی مرکب فلایر
[نساجی] شیپوری در ماشین نیمتاب رو وماتیک
[نساجی] تقدم فلایر - بیشتر بودن سرعت دورانی فلایر نسبت به بوبین در ماشین فلایر
[نساجی] پروانه هادی ( در ماشین نیمتاب اگر سرعت پروانه بیشتر از قرقره باشد )
[نساجی] عینکی کلفت ریسی
[نساجی] ریسندگی فلایر - ریسندگی پروانه
[نساجی] ماشین ریسندگی نیمتاب
[نساجی] نخ فاستونی فلایر

معنی کلمه flyer به انگلیسی

flyer
• person or thing which flies; pilot, aviator; small printed notice or advertisement
• if a bird or insect is a skilled flyer, it can fly well or quickly.
• people who fly aircraft are sometimes referred to as flyers.
• a flyer is the same as a handbill; used in american english.
frequent flyer
• person who flies regularly with a specific airline
high flyer
• a high-flyer is someone who is very ambitious and who is likely to be very successful in their career.
white knuckle flyer
• (slang) person who is anxious and agitated about flying

flyer را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی flyer

فریماه رفیعی ٢٣:٣٦ - ١٣٩٦/٠٣/٢٧
تراکت
|

اسماعیل غروی ١٠:٢١ - ١٣٩٧/٠١/٠٨
1. [شخص یا چیز ] سریع
2. [عامیانه] قطار سریع‌السیر
|

Elham afshar ١٠:٤٠ - ١٣٩٧/١٠/٠٥
اگهی روی کاغذ کوچک
|

پیشنهاد شما درباره معنی flyer



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی flyer
کلمه : flyer
املای فارسی : فلایر
اشتباه تایپی : بمغثق
عکس flyer : در گوگل


آیا معنی flyer مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )