برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1326 100 1

flyer

/ˈflaɪər/ /ˈflaɪə/

معنی: در حال پرواز، اگهی روی کاغذ کوچک، پروانه موتور، پره اسیاب، گردونه تیزرو
معانی دیگر: رجوع شود به: flier، flier : اگهی روی کاغذ کوچک

بررسی کلمه flyer

اسم ( noun )
• : تعریف: variant of flier.

واژه flyer در جمله های نمونه

1. To call Michael Lawrence a high flyer would be an understatement.
[ترجمه ترگمان]برای اینکه به \"مایکل لورنس\" زنگ بزنم خیلی کم‌تر میشه
[ترجمه گوگل]برای تماس با مایکل لارنس یک آگهی بالا می تواند بسیار کم باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Newly enrolled members of the Fantastic Flyer program also receive special discounts, coupons and other benefits during the year.
[ترجمه ترگمان]اعضای تازه ثبت‌نام در این برنامه، تخفیف ویژه، کوپن و مزایای دیگر را در طول سال دریافت می‌کنند
[ترجمه گوگل]اعضای جدید برنامه ثبت نام فوق العاده در طول سال نیز تخفیف ویژه، کوپن ها و مزایای دیگر را دریافت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A rusted Radio Flyer wagon carried an unclothed crybaby doll with no legs.
[ترجمه ترگمان]یک واگن مسافربری زنگ‌زده با لخت لخت، عروسک crybaby را با پا برهنه حمل می‌کرد
[ترجمه گوگل]واگن رادیو فلیج زنگ زده یک عروسک جادوگر بدون سر و صدا با هیچ پا انجام داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Some one hands out a flyer for Digital Bubblebath, a rave set for next weekend.
...

مترادف flyer

در حال پرواز (اسم)
flier , flyer
اگهی روی کاغذ کوچک (اسم)
flier , flyer
پروانه موتور (اسم)
flier , flyer
پره اسیاب (اسم)
flier , flyer
گردونه تیزرو (اسم)
flier , flyer

معنی flyer در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] آگهی روی کاغذ کوچک ، پروانه موتور ، پره آسیاب ، درحال پرواز ، گردونه تیزرو گروهی از ژئوفونها که با فاصله معین نسبت به یکدیگر و به صورت دائم (توسط کابل) به هم متصل شده اند، برای مثال در حالت معمول، شش ژئوفون با فاصله 20 فوتی نسبت به یکدیگر به هم متصل شده و سری یا مجموعه ای را تشیکل می دهند که با استفاده از یک بست به کابل اصلی که وظیفه انتقال سینگنال به ابزار ثبت رخدادها را به عهده دارد، متصل می شوند.
[نساجی] ماشین نیم تاب - پرتاب شدن الیاف از روی غلتک فانسی - فلایر - پروانه تاب دهنده نیمچه نخ
[نساجی] پایه فلایر ( در ماشین نیمتاب رووماتیک)
[نساجی] انگشتی مرکب فلایر
[نساجی] شیپوری در ماشین نیمتاب رو وماتیک
[نساجی] تقدم فلایر - بیشتر بودن سرعت دورانی فلایر نسبت به بوبین در ماشین فلایر
[نساجی] پروانه هادی ( در ماشین نیمتاب اگر سرعت پروانه بیشتر از قرقره باشد )
[نساجی] عینکی کلفت ریسی
[نساجی] ریسندگی فلایر - ریسندگی پروانه
[نساجی] ماشین ریسندگی نیمتاب
[نساجی] نخ فاستونی فلایر

معنی کلمه flyer به انگلیسی

flyer
• person or thing which flies; pilot, aviator; small printed notice or advertisement
• if a bird or insect is a skilled flyer, it can fly well or quickly.
• people who fly aircraft are sometimes referred to as flyers.
• a flyer is the same as a handbill; used in american english.
frequent flyer
• person who flies regularly with a specific airline
high flyer
• a high-flyer is someone who is very ambitious and who is likely to be very successful in their career.
white knuckle flyer
• (slang) person who is anxious and agitated about flying

flyer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسماعیل غروی
1. [شخص یا چیز ] سریع
2. [عامیانه] قطار سریع‌السیر
Elham afshar
اگهی روی کاغذ کوچک
Abbas Salehian
بروشور
Matin
تراکت، بروشور
a small printed notic which is used to advertise a particular company, service, or event
متین خدایی
تراکت، بروشور
میلاد علی پور
اعلامیه، اطلاعیه
اسی مانکن
مسافر هوایی
کسی که با هواپیما سفر می کند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی flyer
کلمه : flyer
املای فارسی : فلایر
اشتباه تایپی : بمغثق
عکس flyer : در گوگل

آیا معنی flyer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )