انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 771 100 1

بررسی کلمه footage

اسم ( noun )
(1) تعریف: a length of anything that can be measured in feet.

(2) تعریف: a portion of movie or video film, such as one or several scenes, or all the frames pertaining to a single event.

- Some footage on the election was shown on the evening news.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] برخی از فیلم ها در مورد انتخابات در خبرهای شبانه نشان داده شده است.
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه footage در جمله های نمونه

1. The jury watched video footage of the riots.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیئت داوران فیلم های ویدئویی شورش ها را تماشا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The film contained some old newsreel footage.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فیلم حاوی فیلم های روزنامه نگار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The movie contains some recently discovered newsreel footage of the war.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این فیلم شامل فیلم هایی از اخیرا خبرنگار جنگی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Over 80 hours of footage have been distilled into these 40 minutes.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیش از 80 ساعت فیلم در این 40 دقیقه تقسیم شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. People see live footage of the war at home on their televisions.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردم در تلویزیون خود فیلم های زنده را در خانه می بینند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They are planning to show exclusive footage from this summer's festivals.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در حال برنامه ریزی برای نمایش فیلم های منحصر به فرد از جشنواره های تابستان هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The police replayed footage of the accident over and over again.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس فیلم های تصادفی را دوباره و دوباره پخش کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Woody Allen's film 'Zelig' contains early newsreel footage.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلم 'زلیگ' فیلم وودی آلن شامل فیلم های روزنامه نگاری اولیه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. It follows a chronological script, interspersing documentary footage with the acted narrative.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک اسکریپت زمانی است که فیلم مستند را با روایت عمل دنبال می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. To do the Inlay shot required mixing film footage of the city with live action of the Doctor's party.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای انجام کار Inlay shot نیاز به مخلوط کردن فیلم فیلم از شهر با عمل زنده از حزب دکتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Police are currently studying video footage to identify protesters involved.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس در حال مطالعه فیلم های ویدئویی برای شناسایی معترضین درگیر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. On the video footage, which was shot by investigators the spring after the nightmare, birds twitter.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بر روی فیلم ویدئویی، که توسط محققان پس از کابوس بهار به ارمغان آورد، پرندگان توییتر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Poetic, evocative, black-and-white footage alternates with a more pragmatic, colorful picture of the family today.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فیلم های شعری، آویزه ای، سیاه و سفید جایگزین فیلم های پرجرم تر و رنگارنگ تر از خانواده می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Bogdanovich shot the footage with Boris and booked other actors to complete the film, shooting over the succeeding ten days.
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بوگدانویچ فیلم را با بوریس شلیک کرد و بازیگران دیگر را برای تکمیل فیلم، ضبط کرد و ده روز بعد، فیلمبرداری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف footage

طول چیزی برحسب فوت (اسم)
footage
مقدار فیلم بفوت (اسم)
footage

معنی footage در دیکشنری تخصصی

[سینما] طول فیلم - طول فیلم به حسب فوت - طول فیلم برحسب فوت یا متر - فوت (واحد اندازه گیری )
[نفت] عمق چاه (برحسب فوت)
[سینما] طول سنج - فوت شمار - متراژ یا شمارنده طول فیلم
[نفت] مسافت حفر شده توسط هر مته
[سینما] شماره حاشیه
[نفت] مسافت حفر شده در هر نوبت
[سینما] فیلم یا نای بایگانی شده
[نفت] آسیاب کردن قسمتی از جداره
[سینما] فیلم بایگانی

معنی کلمه footage به انگلیسی

footage
• length measured in feet; scene which has been filmed on camera
• footage of a particular event is a film or part of a film which shows this event.

footage را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی footage

میلاد علی پور ١٨:٢٩ - ١٣٩٧/٠٩/١٢
فیلم
|

پیشنهاد شما درباره معنی footage



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

ناصر > mobilization
حامی > عوضین
سپید ناناز > Machinewash
سپید ناناز > Makeup
کوروش لر زنگنه > آراد
u > i'm promise
Arya > ممبینی
امیررضا فرهید > state fair

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی footage
کلمه : footage
املای فارسی : فوتج
اشتباه تایپی : بخخفشلث
عکس footage : در گوگل


آیا معنی footage مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )