برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1349 100 1

forcing


System.String[]

واژه forcing در جمله های نمونه

1. She kept silent, forcing Buchanan to continue.
[ترجمه ترگمان]او ساکت ماند و به خود فشار آورد تا به بیوکنن ادامه دهد
[ترجمه گوگل]او ساکت شد و بوکانان را مجبور کرد تا ادامه دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A massive exodus of doctors is forcing the government to recruit from abroad.
[ترجمه ترگمان]مهاجرت گسترده پزشکان دولت را مجبور می‌کند تا از خارج استخدام کند
[ترجمه گوگل]خروج عظیم پزشکان مجبور شده است دولت را از خارج از کشور استخدام کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Forcing back the tears, she nodded and smiled.
[ترجمه ترگمان]اشک را عقب زد و سرش را تکان داد و لبخند زد
[ترجمه گوگل]مجبور اشک های پشت سرش را گرفت و لبخند زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Setbacks can be a good thing, forcing you out of your complacency.
[ترجمه ترگمان]setbacks می‌تواند چیز خوبی باشد، شما را از این complacency بیرون بکشد
[ترجمه گوگل]تردیدها می توانند یک چیز خوب باشند، شما را مجبور می کنند از خودتان ناراضی شوید
[ترجمه شما ...

مترادف forcing

ضغطه (اسم)
compression , shock , pressure , bruise , squeezing , compressing , contusion , forcing , trauma , pressuring

معنی forcing در دیکشنری تخصصی

forcing
[برق و الکترونیک] وادارنده - اجبار اعمال ضربه های کنترلی بزرگتر از مقدار مجاز خطا در سیستم ، برای نیل به سرعت تصحیح بیشتر .
[برق و الکترونیک] فرکانس وادارنده
[برق و الکترونیک] تابع وادارنده
[برق و الکترونیک] پاسخ وادارنده
[معدن] روش تهویه دهشی (تهویه)

معنی کلمه forcing به انگلیسی

forcing
• act of obtaining any purpose by force or in a rushed manner or hastily or with unusual speed; (gardening) act of raising plants and flowers and fruits at an earlier season than the natural period (by the use of artificial heat)

forcing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بنده خدا
1تحت فشار 2 با فشار به چیزی یا کاری وارد شدن 3مجبور بودن به چیزی یا کاری
محمد مصطفایی
منجر شدن ( از روی اجبار)، سبب شدن
احمدیان
واداشتن- اعمال واداشتگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی forcingکلمه : forcing
املای فارسی : فرکینگ
اشتباه تایپی : بخقزهدل
عکس forcing : در گوگل

آیا معنی forcing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )