برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1279 100 1

foreshortened

/fɔːrˈʃɔːrtn̩/ /fɔːˈʃɔːtn̩/

(verb transitive) کوتاه نمودار کردن، بهم فشردن، خلاصه کردن

معنی foreshortened در دیکشنری تخصصی

foreshortened
[برق و الکترونیک] کوتاه نما

معنی کلمه foreshortened به انگلیسی

foreshortened
• drawn in perspective, having the appearance of depth; shortened, reduced

foreshortened را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرتضی بزرگیان
کوتاه نما

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی foreshortened
کلمه : foreshortened
املای فارسی : فرشرتند
اشتباه تایپی : بخقثساخقفثدثی
عکس foreshortened : در گوگل

آیا معنی foreshortened مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )