برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1325 100 1

freelancer

/ˈfriːˌlænsər/ /ˈfriːlɑːnsə/

(noun) فری‌لنسر، روزنامه‌نگار مستقل، روزنامه‌نگار آزاد، نویسنده‌ی آزاد، طراح مستقل، طراح آزاد، هنرپیشه‌ی آزاد، برنامه‌نویس مستقل، برنامه‌نویس آزاد

معنی کلمه freelancer به انگلیسی

freelancer
• one who works on a short-term contract basis for various companies

freelancer را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
آزادکار
بهنام
آزاد، مستقل، غیر وابسته
خندان
در مقابل کارمند دائمی
permanent staff
به معنی کارمند آزاد استفاده می شود.
Iman sahba
شاغل پیمانی غیروابسته به سازمان
امین
سلام. معنی دورکار یا آزادکار خوبه
به نظر من بهترین سایت واسه دورکاری الان تو ایران
سایت ” خدمات یاب ” هستش
https://khadamatyab.com/
موسسه تخصصی بوستان ترجمه آروند
اصطلاحاً کسی که آزادکار میکنه، حتی یه مترجم
aslan
کارمند مستقل
علی سیریزی
فریلنسر (Freelancer) این است که: یک نفر، بدون اینکه به یک سازمان یا کسب و کار و شرکت مشخص متعهد شود، فعالیت حرفه‌ای و تخصصی خود را برای مجموعه‌های مختلف انجام می‌دهد و بسته به نیاز و پروژه‌های در دسترس، کارفرمای خود را تغییر می‌دهد. یا آزادکار
ژو
خویش فرما
غزال سرخ
بی‌ثبات‌کار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی freelancer
کلمه : freelancer
املای فارسی : فریلنکر
اشتباه تایپی : بقثثمشدزثق
عکس freelancer : در گوگل

آیا معنی freelancer مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )