برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

fuck around


(خودمانی) 1- وقت تلف کردن، (وقت) به بطالت گذراندن 2- (با: with) سر به سر گذاشتن، دخالت کردن (در)، فضولی کردن

بررسی کلمه fuck around

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: (slang) to act idly or foolishly.

(2) تعریف: to indulge in promiscuous sex.

fuck around را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Amir d
فضولی کردن در کار کسی
Sina
سرو گوش آب دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی fuck around
کلمه : fuck around
املای فارسی : فاک اراند
اشتباه تایپی : بعزن شقخعدی
عکس fuck around : در گوگل

آیا معنی fuck around مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )