برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1346 100 1

Globetrotter

بررسی کلمه Globetrotter

اسم ( noun )
مشتقات: globetrotting (n.)
• : تعریف: someone who travels often and has been to many parts of the world.

واژه Globetrotter در جمله های نمونه

1. TV globe-trotter Alan Whicker was nearly burned alive by an angry mob in Egypt.
[ترجمه ترگمان]_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
[ترجمه گوگل]آلن ویکر، سرباز وحشی تلویزیون، نزدیک به یک عصبانیت در مصر زندگی می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Then the 62-year-old globetrotter from Bristol revealed he was looking for two more women!
[ترجمه ترگمان]سپس the ۶۲ ساله اهل بریستول نشان داد که به دنبال دو زن دیگر می‌گردد
[ترجمه گوگل]پس از آن 62 ساله، از دبیرستان بریستول، به دنبال دو زن دیگر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The publication described the Mohicaned youngster as a "globetrotter", pointing out he had already travelled to Egypt, Africa and France and was not even five-years-old.
[ترجمه ترگمان]این نشریه جوان Mohicaned را به عنوان \"globetrotter\" توصیف کرد و اشاره کرد که او قبلا به مصر، آفریقا و فرانسه سفر کرده و حتی پنج ساله هم نبوده است
[ترجمه گوگل]در این نشریه جوانان Mohicaned به عنوان یک 'globetrotter' توصیف شد، اشاره کرد که او قبلا به مصر، آفریقا و فرانسه سفر کرده بود و حتی پنج ساله نبود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Globetrotter به انگلیسی

globetrotter
• world traveler
• a globetrotter is someone who spends a lot of time visiting places all over the world.

Globetrotter را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Globetrotter مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )