برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1275 100 1

Government Officials


مامورین دولتی

واژه Government Officials در جمله های نمونه

1. Government officials visited the earthquake zone on Thursday morning to co-ordinate the relief effort.
[ترجمه ترگمان]مقامات دولتی روز پنجشنبه صبح روز پنج شنبه از منطقه زلزله‌زده دیدن کردند تا تلاش‌های امدادی را هماهنگ کنند
[ترجمه گوگل]مسئولان دولتی روز پنجشنبه صبح از منطقه زلزله دیدن کردند تا تلاش های امدادی را هماهنگ کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The President and the Secretary of State are government officials.
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه مقامات دولتی هستند
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور و وزیر امور خارجه مقامات دولتی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The measure will mainly be carried out by government officials.
[ترجمه ترگمان]این اقدام عمدتا توسط مقامات دولتی انجام خواهد شد
[ترجمه گوگل]این اقدام عمدتا توسط مقامات دولتی انجام خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Corrupt government officials were extorting money from him.
[ترجمه ترگمان]مقامات فاسد دولتی از او پول می‌گرفتن ...

Government Officials را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ابوذر.ف
دولتمردان
negin
ادارات دولتی
طاها
مسولان دولتی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی government officials
کلمه : government officials
املای فارسی : گورنمنت اففیکیلس
اشتباه تایپی : لخرثقدئثدف خببهزهشمس
عکس government officials : در گوگل

آیا معنی Government Officials مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )