انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 985 100 1

Grilled

تلفظ grilled
تلفظ grilled به آمریکایی/ˈɡrɪld/ تلفظ grilled به انگلیسی/ɡrɪld/

نرده دار، معجردار، دارای دیواره ی مشبک، پنجره دار، مشبک

واژه Grilled در جمله های نمونه

1. i like grilled meat better than fried meat
ترجمه من گوشت کباب شده را بیشتر از گوشت سرخ شده دوست دارم.

2. the police grilled him for five hours
ترجمه پلیس پنج ساعت از او بازپرسی کرد.

3. This wine would be a nice complement to grilled dishes.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این نوشیدنی مکمل غذاهای کبابی است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این شراب می تواند مکمل خوبی برای غذاهای کبابی باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The grilled chicken had a wonderful flavour and succulence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جوجه کبابی بوی خوبی می‌داد و آب داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرغ کبابی دارای طعم و شادابی فوق العاده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Tuna can be grilled, fried or barbecued.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Tuna می‌توانند کباب شده، سرخ‌شده و یا barbecued باشند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تون می تواند بر روی کباب شده، سرخ شده یا کباب شده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He was grilled by detectives for several hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چند ساعتی از کارآگاهان پلیس کباب شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او توسط کارآگاهان برای چند ساعت کباب شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. "I'll take the grilled tuna," Mary Ann told the waiter.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماری آن به پیشخدمت گفت: ماهی تن ماهی گریل شده را می‌گیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مری عین به خدمتگزار گفت: 'من تون کبابی را می گیرم '
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was grilled for two hours before the police let him go.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دو ساعت قبل از اینکه پلیس اجازه بده بره کباب شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای دو ساعت قبل از اینکه پلیس به او اجازه می داد، کباب شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. She never grilled her husband about his work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون هیچ وقت شوهرش رو در مورد کارش کباب نکرده
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همسرش را درباره کارش کباب نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The police grilled him for hours.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس ساعت‌ها او را کباب می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس برای ساعتها او را کبابی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The police grilled him for over an hour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پلیس برای یک ساعت او را کباب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پلیس بیش از یک ساعت آن را کباب کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. After being grilled by the police for two days, Johnson signed a confession.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از کباب شدن توسط پلیس برای دو روز، جانسون یک اعتراف امضا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جانسون پس از دو روز پختن توسط پلیس، اعتراف خود را امضا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He was grilled for three hours by the police.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] سه ساعت پیش پلیس فاسد شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او توسط پلیس برای مدت سه ساعت کباب شده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Their traditional sausages are delicious grilled or barbecued.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوسیس‌های سنتی آن‌ها کباب و کباب کننده است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوسیس سنتی آنها غذای کبابی و کبابی خوشمزه هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. They grilled her about where she had been all night.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها او را در حالی که تمام شب را در آنجا گذرانده بودند کباب کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در مورد جایی که او تمام شب بود، کباب می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه Grilled به انگلیسی

grilled
• barbecued, roasted over a fire; interrogated, questioned persistently
grilled chicken
• chicken meat cooked on a grill

Grilled را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Grilled

Anna ١٨:٣٩ - ١٣٩٦/٠٤/٢٥
گريل شده
|

zeynab ١٤:٤٦ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
کباب شده .کبابی
|

فاطمه ر ١٦:١٤ - ١٣٩٦/٠٥/٢٥
بریانی
|

بنیتا ١٨:٥٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٣
کبابی
|

Mobina ٢٣:٥٧ - ١٣٩٧/٠١/١٥
کبابی
|

Negar ١٧:٥٠ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
کباب شده ، بریانی
|

سارینا ١٦:٥٦ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
بریانی شده
|

ستاره آبی ١٩:٣٧ - ١٣٩٨/٠٤/٠٢
کباب شده یا کبابی
اگر چیزی را روی توری کباب پزی حرارت ( از بالا و پایین) دهیم، صفت کباب شده به آن چیز تعلق می گیرد.
مثال:
ماهی کباب شده
grilled fish
|

Tahereh ١٩:٥٨ - ١٣٩٨/٠٤/٢٦
بازجویی و بازپرسی .(عامیانه)
|

پیشنهاد شما درباره معنی Grilled



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صفايي > راین
هناس > decided
نوید غلامی > Foreplay
ابراهیم مقدم > ژاژ خواهیدن
حدیث > جنی
رضا محمدنیا > as amended
ممد > god speed
English woman > Roar

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی grilled
کلمه : grilled
املای فارسی : گریلد
اشتباه تایپی : لقهممثی
عکس grilled : در گوگل


آیا معنی Grilled مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )