برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1358 100 1

gestate

/dʒeˈsteɪt/ /dʒesˈteɪt/

آبستن شدن یا بودن، در زهدان (رحم) پروراندن، (در اثر لقاح) بسته شدن (نطفه)، بارور شدن، در شکم داشتن، ابستن بودن، حمل کردن

بررسی کلمه gestate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: gestates, gestating, gestated
• : تعریف: to carry in the uterus following conception.

- She gestated the calf twenty days longer than expected.
[ترجمه ترگمان] بیست روز بیشتر طول کشید تا انتظارش را داشته باشی
[ترجمه گوگل] او بیست روز طول کشید تا گوساله بیشتر از حد انتظار باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to experience the gestation process.

- That cow has been gestating for five months now.
[ترجمه ترگمان] حالا پنج ماه است که این گاو وحشی است
[ترجمه گوگل] این گاو هم اکنون پنج ماهه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to take shape slowly in the mind, as ideas.

واژه gestate در جمله های نمونه

1. Different types of land cultures gestate different economic models and show different homestead relationships, which has different influences on settlement pattern.
[ترجمه ترگمان]انواع مختلف فرهنگ‌های ارضی از مدل‌های اقتصادی متفاوت استفاده می‌کنند و روابط خانوادگی مختلف را نشان می‌دهند که تاثیرات متفاوتی بر الگوی اسکان دارند
[ترجمه گوگل]انواع مختلفی از فرهنگ های خشک، مدل های اقتصادی مختلفی را نشان می دهند و روابط خانه های مختلف را نشان می دهند که تأثیرات متفاوتی بر الگو سازی دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A group of architects born in 1950 gestate in the bubble economy of 1980s.
[ترجمه ترگمان]گروهی از معماران دهه ۱۹۵۰ در اقتصاد حبابی دهه ۱۹۸۰ به دنیا آمدند
[ترجمه گوگل]گروهی از معماران متولد سال 1950 در حوزه اقتصاد حباب دهه 1980 حضور داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The academic culture of Zhe Dong gestate them, and the history of developed commercial culture foster them.
[ترجمه ترگمان]فرهنگ آکادمیک of دونگ آن‌ها را کشت و تاریخ فرهنگ تجاری توسعه‌یافته آن‌ها را پرورش داد
[ترجمه گوگل]فرهنگ آکادمیک ژو دونگ آنها را تکمیل می کند و تاریخ فرهنگ تجاری توسعه یافته آنها را تقویت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه gestate به انگلیسی

gestate
• be pregnant, carry in the womb; conceive of and develop in the mind (i.e. a thought, idea, etc.)

gestate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
(معنی مجازی) به مرحله ظهور / دوره تکوین / مرحله شکل گیری رسیدن،
محمدرضا قریشی
(جنین) رشد کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی gestate
کلمه : gestate
املای فارسی : گستت
اشتباه تایپی : لثسفشفث
عکس gestate : در گوگل

آیا معنی gestate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )