برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1286 100 1

give away

/gɪv əˈweɪ/ /gɪv əˈweɪ/

معنی: بخشیدن، فاش کردن
معانی دیگر: 1- اهدا کردن، دادن، 2- شوهر دادن 3- فاش کردن، آشکار کردن

بررسی کلمه give away

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to surrender possession of or give as a gift.
مترادف: relinquish
مشابه: dish out, dispose of, donate, present, surrender

- He gave away all his furniture.
[ترجمه ترگمان] تمام اثاث البیت خود را از دست داده بود
[ترجمه گوگل] او تمام مبل های خود را تمام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to tell or reveal (an answer, secret, or other piece of information); disclose.
مترادف: disclose, reveal, tell
مشابه: blab, break, leak, relate, report, spill

(3) تعریف: to expose a secret or crime of; betray.
مترادف: betray
مشابه: bare, rat on, sell out, unmask

(4) تعریف: to present (a bride).
مشابه: marry, present

واژه give away در جمله های نمونه

1. What we acquire without sweat we give away without regret.
[ترجمه شهریار] چیزی که بدون زحمت بدست بیاد به راحتی ازدست خواهدرفت
|
[ترجمه ترگمان] چیزی که ما بدون پشیمونی بدست میاریم، بدون پشیمونی از دست میدیم
[ترجمه گوگل]چیزی که ما بدون عرق به دست می آوریم بدون اینکه پشیمان باشیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He decided to give away everything he possessed and become a monk.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفت همه چیز را از دست بدهد و به راهب تبدیل شود
[ترجمه گوگل]او تصمیم گرفت تا همه چیزهایی را که در اختیار داشت و به یک راهب تبدیل شود تبدیل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can't give away Granny's old bookcase - it's a valuable antique.
[ترجمه ترگمان]تو نمی‌توانی کتاب‌های قدیمی مادربزرگ را به من بدهی - این عتیقه با ارزش است
[ترجمه گوگل]شما نمی توانید صندوق پستی قدیمی مادر بزرگ را تحویل دهید - این عتیقه ارزشمند است
[ترجمه شما] ترجمه ص ...

مترادف give away

بخشیدن (فعل)
give , vouchsafe , present , absolve , forgive , donate , remit , give away , assoil , portion , dispense , grant , privilege , pardon , gift , spare , bestow , betake , condone , endue , indue
فاش کردن (فعل)
utter , give away , tell , unfold , reveal , disclose , manifest , descry , babble , divulge , betray , squeal , tattle , peach , uncloak

معنی کلمه give away به انگلیسی

give away
• bestow, give, forego; exposure of a secret, revelation
• a give-away is something that reveals a truth that is not clearly visible or that someone is trying to hide.
• a give-away is also something that you are given free, for example when you buy something.
• give-away also means extremely cheap.

give away را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Javad
لو دادن , فاش کردن
محمد شاهد
to lose in a game or competition by doing something badly or making mistakes
a.r
:give (oneself) away
to reveal or make known—usually unintentionally—sth about oneself, such as one's actions, intentions, ideas, guilt, etc
دختر شجاع
Give away:donate
Masoud
خلاص شدن از شر چیزای اضافی و دادن ان به کسی.بخشیدن وسایل به دیگران
Mahbof
بخشیدن=phrasal verb
مجانی به کسی چیزی دادن
Nadiii
سوتی دادن ،لو دادن
الهام حسینی
ازدست دادن،واگذارکردن مسابقه،...
Matin
آشکار کردن، فاش کردن
sheri
بخشیدن چیزی به کسی
Mohamadda
ساق دوش در مراسم عروسس دادن اجازه عروس برای ازدواج با مرد
?Will u give me away at my wedding
رضا
اهدا کردن، بخشیدن (چیز یکه استفاده نمی شود بدون درخواست پول)، لو دادن، فاش کردن (سوتی دادن)، (ساق دوش در مراسم عروسی ) دادن اجازه عروس برای ازدواج با مرد، باختن در بازی (با اشتباه بد)
هانی
از دست دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی give away
کلمه : give away
املای فارسی : گیو آاوای
اشتباه تایپی : لهرث شصشغ
عکس give away : در گوگل

آیا معنی give away مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )