برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1286 100 1

give way to


1- عقب نشینی کردن، خود را کنار کشیدن 2- دستخوش چیزی شدن، به عملی پرداختن

واژه give way to در جمله های نمونه

1. You must give way to any pedestrians on the crossing.
[ترجمه ترگمان]شما باید راه گذر از عابر پیاده را پیاده کنید
[ترجمه گوگل]شما باید به هر پیاده روی عبور کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When entering a roundabout, give way to any traffic already on it.
[ترجمه ترگمان]زمانی که وارد یک میدان می‌شود، به هر ترافیک که قبلا روی آن است، بروید
[ترجمه گوگل]هنگام ورود به محوطه، به هر ترافیکی که در حال حاضر بر روی آن است، راه ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In Britain, give way to cars coming from the right.
[ترجمه ترگمان]در بریتانیا، به ماشین‌هایی که از سمت راست می‌آیند بدهید
[ترجمه گوگل]در بریتانیا، به اتومبیل هایی که از سمت راست می آیند بیرون بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Give way to traffic coming from the left.
[ترجمه ارمغان] به ماشین هایی که از سمت چپ می آیند راه بده.
...

معنی کلمه give way to به انگلیسی

give way to
• yield to, surrender to

give way to را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
جایگزین شدن
مرضیه
موجب شدن
فواد بهشتی
جای خود را دادن به، به نفع (کسی یا چیزی) کنار کشیدن، عرصه را (برای کسی یا چیزی) خالی کردن
علی محمودزاده
تن دادن، راه باز کردن، جای خود را به کسی یا چیزی دادن
محدثه فرومدی
سر/گردن نهادن، سر فرود آوردن، از پای در آمدن، وا دادن، مقهور شدن، کوتاه آمدن
امیررضا
جای خود را به کسی یا چیزی دادن
Amirreza2000A
تسلیم شدن در برابر چیزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی give way to
کلمه : give way to
املای فارسی : گیو وای تو
اشتباه تایپی : لهرث صشغ فخ
عکس give way to : در گوگل

آیا معنی give way to مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )