انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1068 100 1

go ahead

تلفظ go ahead
تلفظ go ahead به آمریکایی/ˈɡoʊəˈhed/ تلفظ go ahead به انگلیسی/ɡəʊəˈhed/

معنی: بفرمایید
معانی دیگر: adj : متهور، مترقی، پیش رونده، نشانه ترقی، n : light green : متهوردرکار، دلدار

بررسی کلمه go ahead

اسم ( noun )
• : تعریف: (informal) a signal that it is all right to proceed.

- He gave the demolition crew the go-ahead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] اون به افراد تخریب حمله کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او به خدمه تخریب به جلو رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
صفت ( adjective )
• : تعریف: (informal) in sports, signifying a score that puts a team ahead.

- the go-ahead goal
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] هدف پیش رو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] هدف پیش رو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه go ahead در جمله های نمونه

1. It is unclear whether the meeting will go ahead as planned.
ترجمه کاربر [ترجمه اذر پناهی] مشخص نیست که جلسه انطور که برنامه ریزی شده پیش می رود یا نه .
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روشن نیست که آیا این ملاقات برنامه‌ریزی شده‌است یا خیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مشخص نیست که آیا جلسه به همان اندازه برنامه ریزی شده است یا خیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. You go ahead and tell him that I'm coming.
ترجمه کاربر [ترجمه سوریاس] تو جلوتر برو و به او بگو من دارم میام.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو برو و بهش بگو که من دارم می‌ام
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما پیش بروید و به او بگو که من می آیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. You go ahead and I'll follow on.
ترجمه کاربر [ترجمه Amir] شما ادامه دهید من همراهتان می ایم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو برو و من ادامه می‌دم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما پیش بروید و من ادامه خواهم داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The operation will go ahead as soon as a suitable donor can be found.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این عملیات به محض پیدا شدن یک دهنده مناسب انجام خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این عملیات به زودی به عنوان یک اهدا کننده مناسب پیدا خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Wilde was emphatic that the event should go ahead.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وایلد با تاکید گفته بود که این رویداد باید ادامه پیدا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وایلد مؤکد بود که این رویداد باید پیش برود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Who took the decision to go ahead with the project?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چه کسی تصمیم گرفته بود که با این پروژه پیش برود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چه کسی تصمیم گرفت تا پروژه را ادامه دهد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The project will only go ahead if they can raise the necessary finance.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این پروژه تنها در صورتی ادامه خواهد یافت که آن‌ها بتوانند سرمایه لازم را افزایش دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پروژه تنها در صورتی امکان دارد که بتواند مالی لازم را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Notwithstanding some members' objections, I think we must go ahead with the plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود برخی مخالفت‌های اعضا، فکر می‌کنم ما باید با این برنامه جلوتر برویم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود اعتراض برخی اعضا، من فکر می کنم ما باید این طرح را ادامه دهیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We've received permission to go ahead with the music festival in spite of opposition from local residents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما با وجود مخالفت ساکنان محلی اجازه ورود به جشنواره موسیقی را گرفته‌ایم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود مخالفت ساکنان محلی، ما مجوز دریافت جشنواره موسیقی را در پیش گرفتیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The rain has stopped, so the game will go ahead after all.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باران متوقف شده‌است، بنابراین همه چیز روبه‌راه خواهد شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]باران متوقف شده است، پس بازی بعد از همه ادامه خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The building work will go ahead, despite protests from local residents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علی‌رغم اعتراضات ساکنان محلی، کار ساختمان همچنان ادامه خواهد داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با وجود اعتراض های ساکنان محلی، کار ساخت و ساز ادامه خواهد یافت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Go ahead. I couldn't care less.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ادامه بده کم‌تر از این برایم مهم نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برو جلو برو من نمی توانم کمکتان کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The exploration leader sent a fellow to go ahead to see if the road was clear.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبر اکتشافات یک نفر را به سمت جلو فرستاد تا ببیند جاده صاف است یا نه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبر اکتشاف، یک شخص را برای رفتن به جلو آماده کرد تا ببیند آیا جاده روشن است یا خیر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You go ahead - I'll follow on later.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو برو - بعدا میام دنبالت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما پیش بروید - بعدا خواهم رفت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف go ahead

بفرمایید (فعل)
go ahead

معنی کلمه go ahead به انگلیسی

go ahead
• go on, continue (internet)
• if you give someone the go-ahead, you give them permission to do something.
• a go-ahead person or organization tries hard to succeed, often by using new methods.
go ahead with
• carry out, perform

go ahead را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

SedNur ٠٥:٢٥ - ١٣٩٦/٠٣/٣١
برو بریم!
|

كاوه ١٣:٢٠ - ١٣٩٦/٠٤/١٧
اجازه دادن به كسي براي انجام كاري
|

امیر15 ٢٢:١٥ - ١٣٩٦/٠٥/٢٨
شروع کن
|

masoud ٢٣:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٠٥
ادامه بده
|

Bahar21 ٢٢:٣٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
آغاز کردن، شروع کردن
|

s ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٧/٠٢
پیش رفتن.اتفاق افتادن
|

مجید پوشش دوست ٠١:١٣ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
در حالت دستوری (ادرس دادن) مستقیم بروید
|

Nیایeش ١٧:٥٨ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
بفرما_حرکت کن_ادامه بده



و...
ممنون که لایک میکنید
|

مصطفا ١١:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨
بفرما برو
|

Yahya ١٦:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/٠٤
ادامه دادن،(در مسابقه و ...)پیش افتادن، پیشاپیش رفتن،(برای اجازه دادن به کسی که کاری را انجام دهد)بفرمایید،(هنگام آدرس دادن)مستقیم بروید
|

لیلی موسوی ٠٧:٣٠ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
دست به کار شدن
|

امیرحسین قاسمی ١٧:٤٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦
پیشرفت کردن
ترقی کردن
جلو رفتن
-هنگامی که می خواهیم درخواست دیگران را رد کنیم و او را از خود دور کنیم- بفرمایید.
|

Nemati ٠٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/١٣
مستقیم برو(در آدرس دادن) مثلا .go ahead for 200 meters then turn right
معنی جمله: 200 متر مستقیم به جلو برو بعد بپیچ سمت راست
|

Faezeh ١٢:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥
Often used to give sb permission to do sth or use sth
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

وحید طاهری > المان
پریسا > financial transaction
رضا > hip hop
پارسا > واج ارایی
احسان > Dire consequences
اروشا > آروشا
امین جهانگرد > is that so
رامین سعیدی > رامین

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی go ahead
کلمه : go ahead
املای فارسی : گو اهید
اشتباه تایپی : لخ شاثشی
عکس go ahead : در گوگل


آیا معنی go ahead مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )