برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1274 100 1

go for broke


(خودمانی) همه چیز را قمار کردن، همه چیز خود را به مخاطره انداختن، همه ی انرژی یا امکانات خود را به کار گرفتن، به سیم آخر زدن

واژه go for broke در جمله های نمونه

1. I decided to go for broke and start my own business.
[ترجمه ترگمان]تصمیم گرفتم که برم و کار خودمو شروع کنم
[ترجمه گوگل]من تصمیم گرفتم که برود و کار خودم را شروع کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a sharp disagreement about whether to go for broke or whether to compromise.
[ترجمه ترگمان]این یک مخالفت شدید در مورد اینکه آیا برای شکستن یا اینکه سازش کنند یا خیر، اختلاف‌نظر شدیدی بود
[ترجمه گوگل]این اختلاف شدید در مورد اینکه آیا برای شکستن و یا اینکه آیا به مصالحه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. So he felt free to go for broke.
[ترجمه ترگمان]این بود که او احساس آزادی می‌کرد
[ترجمه گوگل]بنابراین او احساس رایگان برای رفتن به شکست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Go for broke, and be undeterred in your search for the possible dream.
[ترجمه ترگمان]به دنبال شکست بگردید و در جستجوی خود برای رسیدن به آرزوی احتمالی نترسید
[ترجمه گوگل]برو برای شکستن، و در جستجوی خود را برای رویای احتمالی نادیده بگیرید
...

go for broke را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن امامی
دل به دریا زدن - ریسک کردن در انجام کاری - دست به هر کاری و هر تلاشی زدن برای رسیدن به هدف و موفقیت خاص

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go for broke
کلمه : go for broke
املای فارسی : گو فور شکستی
اشتباه تایپی : لخ بخق ذقخنث
عکس go for broke : در گوگل

آیا معنی go for broke مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )