برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1339 100 1

go off the deep end


(عامیانه) 1- بدون تفکر و آینده نگری کاری را آغاز کردن، شورتی گری کردن، زرع نکرده بریدن 2- خشمگین یا هیجان زده شدن، ازکوره در رفتن

واژه go off the deep end در جمله های نمونه

1. When I said I'd broken it, she really went off the deep end.
[ترجمه ترگمان]وقتی گفتم خرابش کردم، اون واقعا از ته دل رفت
[ترجمه گوگل]وقتی که گفتم من آن را شکسته ام، او واقعا از پایان عمیق گذشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. When you face a difficult question, don't go off the deep end.
[ترجمه ترگمان]وقتی با یک سوال سخت مواجه میشی، از اعماق عمیق بیرون نرو
[ترجمه گوگل]وقتی به یک سوال دشوار نگاه می کنید، از پایان عمیق نگذرید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Justin:A friend of mine was about to go off the deep end when he felt he needed to talk to me.
[ترجمه ترگمان]یکی از دوستام می‌خواست با من حرف بزنه وقتی احساس کرد باید با من حرف بزنه
[ترجمه گوگل]جاستین: یکی از دوستان من در مورد رفتن به انتهای عمیق بود زمانی که او احساس کرد که او نیاز به صحبت با من است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The bad news caused Jim to go off the deep end.
[ترجمه ترگمان]خبر بد این بود که جیم از ته دل برود
...

معنی کلمه go off the deep end به انگلیسی

go off the deep end
• lose control, lose one's patience, lose one's temper, fly off the handle

به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
بدون اندیشه و مشورت خطای بزرگی مثل ترامپ و ترور سردار سلیمانی که برای جهان هزینه سنگینی داشت وخوشبختانه اندیشمندان آنرا کنترل نمودند
گلی گل گلی
از انتهای عمیق خارج شوید
رفتن به اعماق

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go off the deep end
کلمه : go off the deep end
املای فارسی : گو آاف تاه دیپ عند
اشتباه تایپی : لخ خبب فاث یثثح ثدی
عکس go off the deep end : در گوگل

آیا معنی go off the deep end مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )