برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1224 100 1

go on

/goʊ ɑn/ /gəʊ ɒn/

ادامه دادن، پیش رفتن، قبل از دیگران راه افتادن یا شروع کردن

واژه go on در جمله های نمونه

1. We must go on to do all in our power to conquer the doubts and the fears, the ignorance and the greed, which made this horror possible.
[ترجمه ترگمان]ما باید به قدرت خود ادامه دهیم تا این شک و تردیدها، جهل و طمع را که این وحشت را از آن ساخته بود، تسخیر کنیم
[ترجمه گوگل]ما باید همه کارهای خود را انجام دهیم تا تردیدها و ترس ها، جهل و حرص و طمع را تحمل کنیم که این وحشت را ممکن ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Things go on day by day.
[ترجمه ترگمان]روزها همه چیز خراب می‌شود
[ترجمه گوگل]همه چیز روز به روز ادامه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Take out accident insurance before you go on your trip.
[ترجمه ترگمان]قبل از اینکه بری تو سفر، بیمه تصادف رو در نظر بگیر
[ترجمه گوگل]قبل از رفتن به سفر خود، بیمه تصادف را بیابید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Well, fuck you then. I'll go on my own.
[ترجمه محمد] خب پس لعنت به تو خودم میرم. ...

معنی عبارات مرتبط با go on به فارسی

رژیم خوراکی گرفتن، پرورد گرفتن، پرهیز کردن
1- روزه گرفتن 2- اعتصاب خوراک کردن
رسما نظر خود را اعلام کردن، علنا عقیده ی خود را گفتن
(انگلیس) خراب شدن (در مورد ماشین و غیره)، خوب کار نکردن
(علیرغم مشکلات و غیره) کار را باید ادامه داد

معنی کلمه go on به انگلیسی

go on
• continue
go on errands
• go out and take care of small tasks or obligations
go on hunger strike
• stop eating as a form of protest
go on record
• state publicly for the record
go on shanks' mare
• go by foot, walk
go on stage
• walk onto a stage; play a part in a theatrical performance
go on the rampage
• rush wildly about; have a fit of violent behavior
the show must go on
• we must proceed, we must continue

go on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ely
شروع کردن
Start
محمد خ1
move on to
بهروز
اتفاق افتادن
mehrdad
برنده شدن
sadaf
happen
اتفاق افتادن
Elnaz
سوار شدن
حامد نیازی
به رفتن ادامه دادن
ارشیا
یالا ادامه بده
Marzi
ادامه بده
Mehraneh
اتفاق افتادن
Amirreza
Continue
Tyg
اتفاق افتادن
Tahere
سوارشدن
Ali
در محاورات بیشتر برای ادامه دادن استفاده می شود اما در بعضی متن ها با توجه به بقیه جمله می تواند به معنی اتفاق افتادن باشد
Zarymeidany
ادامه دادن
اتفاق افتادن
میلاد علی پور
اقدام کردن
میثم علیزاده
1. Go on: ادامه دادن
2. Go on at: سرزنش کردن, گیر دادن
3. Go on with: به صحبت درباره چیزی ادامه دادن
4. Go on about: همش در مورد چیزی حرف زدن
hotmail@ah.banaei
اگر بعدش ing بیاید معنی ادامه دادن میدهد ولی اگر بعدش مصدر بیاید معنی پیش رفتن میدهد. در واقع در حالت اول (ing) تغییری رخ نمیدهد و همان کار قبلی ادامه مییابد ولی در حالت دوم کار جدیدی قصد میشود.
Hossein
یالا:
!Go on, jump
یالا، بپر!
VaHiD
keep going
mahya
اتفاق افتادن
mahya
اتفاق افتادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی go on
کلمه : go on
املای فارسی : گو اون
اشتباه تایپی : لخ خد
عکس go on : در گوگل

آیا معنی go on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )