برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1275 100 1

grass widow

/ˈɡræsˈwɪdoʊ/ /ɡrɑːsˈwɪdəʊ/

(گویش های محلی) معشوقه ی ترک شده، مادر بچه ی حرامزاده، زنی که بچه حرامزاده دارد، زن خراب، فاحشه

بررسی کلمه grass widow

اسم ( noun )
(1) تعریف: a woman who is separated or divorced from her husband.

(2) تعریف: a woman whose husband is away frequently or for long periods of time, as for a job.

واژه grass widow در جمله های نمونه

1. I am a grass widow at present, my husband is on voyage to Japan.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر شوهر من در حال سفر به ژاپن است
[ترجمه گوگل]من در حال حاضر بیوه علفی هستم، شوهرم در سفر به ژاپن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I'm a grass widow at present, my husband is on voyage to Japan.
[ترجمه ترگمان]در حال حاضر شوهر من در حال سفر به ژاپن است
[ترجمه گوگل]در حال حاضر من بیوه علفی هستم، شوهرم در حال سفر به ژاپن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Grass widow: the angel a man loved, the human he married, and the devil he.
[ترجمه ترگمان]بیوه گراس: فرشته مردی که دوستش داشت، یک انسان که با او ازدواج‌کرده و شیطان بود
[ترجمه گوگل]بیوه چمن: فرشته مردی دوست داشتنی، انسان که ازدواج کرده، و شیطان او
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When his son became an official in town, he left his old lady at home like some kind of grass widow.
[ترجمه ترگمان]وقتی پسرش در شهر رسمی شد، بانوی سالخورده خود را مثل یک بیوه علفی در خانه جا داد
[ترجمه ...

معنی کلمه grass widow به انگلیسی

grass widow
• woman who is divorced or separated from her husband

grass widow را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

خشایار نوروزی
زنی که شوهرش گاه بگاه یا برای مدت درازی او را ترک میکند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی grass widow
کلمه : grass widow
املای فارسی : گرس ویدو
اشتباه تایپی : لقشسس صهیخص
عکس grass widow : در گوگل

آیا معنی grass widow مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )