برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

growing

/ˈgroʊ.ɪŋ/ /ˈgroʊ.ɪŋ/

روینده، نمو کننده

بررسی کلمه growing

صفت ( adjective )
• : تعریف: increasing or becoming larger.

- A growing number of people are shopping online for clothes.
[ترجمه ترگمان] تعداد رو به افزایشی از مردم برای خرید لباس به صورت آنلاین خرید می‌کنند
[ترجمه گوگل] تعداد روزافزون مردم برای خرید لباس آنلاین هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه growing در جمله های نمونه

1. a growing divergence of interests between the two countries
اختلاف رو به تزاید منافع آن دو کشور

2. a growing fear
ترس فزاینده

3. for growing children milk is just the ticket
برای کودکان در حال رشد شیر بهترین چیز است.

4. our growing cities are screaming for water
شهرهای در حال رشد ما برای آب فریاد می‌زنند.

5. slow growing
کم رشد

6. the growing cleavage between parents and children
شکاف فزاینده بین والدین و فرزندان

7. the growing divide between the rich and the poor
فاصله‌ی فزاینده بین اغنیا و فقرا

8. the growing might of the middle classes
توانمندی فزاینده‌ی طبقات متوسط

9. adventitious roots growing on a stem
ریشه‌های نابجا که بر ساقه روییده است

10. in iowa corn growing and hog raising dovetail efficiently
در ایالت آیووا کشت ذرت و پرورش خوک به طور موثری با هم هماهنگ شده‌اند.

11. our exports are growing by leaps and bounds
صادرات ما به سرعت در حال رشد است.

12. iran's petrochemical industries are growing
...

معنی عبارات مرتبط با growing به فارسی

مسایل اولیه، مسایل مربوط به دوران رشد، درد مفاصل و عضلات برخی اطفال دارای رشد سریع، الام رشدی، مشکلات، فشار
(گیاه شناسی) نقطه ی رشد (نوک ریشه یا ساقه که حاوی یاخته های تقسیم شونده است)، نقطه رویش در جوانه

معنی growing در دیکشنری تخصصی

growing
[برق و الکترونیک] رشد دادن رشد بلورهای نیمه رسانا از طریق تبلور آهسته از یک مذاب .
[علوم دامی] فولیکول در حال رشد .
[آب و خاک] توان تولید جنگل

معنی کلمه growing به انگلیسی

growing
• act of becoming larger; raising, cultivation
• becoming larger; of something which grows
growing city
• city that is becoming bigger, developing city
growing demand
• increasing request, increasing want or necessity, growing market
growing hair
• sprouting hair; hair that is getting longer
growing interest
• increasing attention, mounting curiosity, growing concern; accumulating interest (charge for borrowing money or the return for lending it)
growing marijuana
• cultivating or farming of marijuana plants (plant whose leaves are dried and smoked for their intoxicating effect)
growing pains
• aches in the body during childhood and adolescence often attributed to the process of physical growth; emotional stress that occurs when a person is presented with a major challenge
• growing pains are the temporary difficulties and problems that an organization has when it starts to exist, or starts to develop.
growing season
• the growing season in a particular country or area is the period in each year when the weather and temperature is usually right for plants and crops to be able to grow.
growing signs
• indications that someone or something is growing
growing tendency
• increasing inclination
citrus growing
• growing of trees which bear citrus fruit (oranges, lemons, etc.)
ever growing
• always getting larger, constantly increasing in size
steadily growing
...

growing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

jasy
چریدن
پ. خرد
فزاینده، رو به افزایش
مرجان میری لواسانی
رو به رشد
رو به فزونی
افزاینده
نیکنام
پیشرفت کننده .رشد و نمو کننده growing flowers
متین
رشد کردن
مهدی
پرورش
Dina stak
رو به پیشرفت
مهناز
روزافزون
محدثه فرومدی
درحال‌رشد، روبه‌افزایش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی growing
کلمه : growing
املای فارسی : گروینگ
اشتباه تایپی : لقخصهدل
عکس growing : در گوگل

آیا معنی growing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )