برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1322 100 1

guidelines


بازرگانى : رهنمودها

واژه guidelines در جمله های نمونه

1. the new guidelines for fighting addiction
دستورالعمل‌های جدید برای مبارزه با اعتیاد

معنی guidelines در دیکشنری تخصصی

guidelines
[کامپیوتر] خطوط راهنما - خطوط غیر چاپی که برای هم ردیف کردن متن و اشیای دیگر در یک برنامه ی ترسیم یا برنامه ی جا به جایی صفحه کمک می کند. برخی از برنامه ها امکان فعال کردن نوعی ویژگی را می دهند ک به موجب آن خطوط راهنما و اشیا نسبت به یکدیگر جاذبه مغناطیسی پیدا می کنند. این ویژگی " snap -to- guideline" نام دارد.
[فوتبال] رهنمودها
[حقوق] رهنمود، راهنما، دستورالعمل
[حقوق] رهنمودهای شکلی، آیین نامه

معنی کلمه guidelines به انگلیسی

basic guidelines
• fundamental rules, basic rules

guidelines را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

SuperSU
دستور العمل. خط مش . قوانین نوشته شده
زینب زرمسلک
دستورالعمل، خطوط راهنما
Behnaz
آیین نامه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی guidelines
کلمه : guidelines
املای فارسی : گیدلینس
اشتباه تایپی : لعهیثمهدثس
عکس guidelines : در گوگل

آیا معنی guidelines مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )