go easy on


(عامیانه) 1- (در مصرف) امساک کردن، خودداری کردن، 2- سختگیری نکردن، ارفاق کردن، ملایمت به خرج دادن

پیشنهاد کاربران

I tried to go easy on the spice
سعی کردم ادویه کم بریزم
1 -
go easy on someone
to treat someone in a gentle way, esp. when you want to be or should be more severe
رفتار ملایم با کسی کردن، به ویژه در زمانی که انتظار است با او شدیدتر رفتار کنید.
Do you think judges should go easy on criminals if they're teenagers?
...
[مشاهده متن کامل]

"I know you're upset, but please go easy on your little brother. He didn't mean to break your toy. "
"The teacher decided to go easy on the students and gave them an extra day to finish their homework. "
2 -
go easy on something
to not take or use too much of something
نخوردن یا چیزی را زیاد مصرف نکردن
The doctor told me to go easy on the spicy food for a while.
"I'm trying to lose weight, so I'm going easy on the junk food. "

منابع• https://dictionary.cambridge.org/dictionary/english/go-easy-on
آسان گرفتن
مقل ادل که در آهنگش میگه So go easy on me
یا به من آسون بگیر با من با ملایمت رفتار کن
با ملایمت رفتار کردن
سخت نگرفتن
شما نمیتوانید معادل دقیق این کلمه رو بگید ولی میشه مشابهش رو در فارسی گفت که میشه از چیزی زیاد استفاده نکردن و یا زیاده روی نکردن یا اصلا خود داری کردن بعضی اصطلاحات رو باید از روی cambridge یاد گرفت و به کار برد چون سخته به فارسی تبدیل کردنشون

زیاده روی نکردن go easy on the dressing سس کمتر استفاده کن ، در مصرف سس زیاده روی نکن
با ملایمت رفتار کردن ، سخت نگرفتن ، زیاده روی نکردن ، خودداری کردن
به داداش کوچیکت سخت نگیر ( منظور باهاش با ملایمت رفتار کن )
Go easy on your little brother

بپرس