انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1080 100 1

Heresy

تلفظ heresy
تلفظ heresy به آمریکایی/ˈherəsi/ تلفظ heresy به انگلیسی/ˈherəsi/

معنی: ارتداد، الحاد، کفر، مسلک خاص، بدعتکاری
معانی دیگر: از دین برگشتن، کژآیینی، کافر کیشی، وی ستودی، بدعت گذاری، (مجازی - اندیشه ی مخالف سنت و عقاید رسمی و مورد قبول) خلاف اندیشی، دگراندیشی، ناهمرایی، ناهم اندیشی، کیاگنی، فرقه

بررسی کلمه Heresy

اسم ( noun )
حالات: heresies
(1) تعریف: a religious belief or doctrine not in keeping with the established doctrine of a church, esp. the rejection of or dissent from any aspect of Roman Catholic Church dogma by a baptized church member.

- The view that the sun rather than the earth might be the center of the universe was considered heresy by many in the seventeenth century.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این دیدگاه که خورشید به جای زمین ممکن است مرکز جهان باشد، در قرن هفدهم، بدعت تلقی می‌شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دیدگاه که خورشید به جای زمین ممکن است مرکز جهان باشد، در بسیاری از قرن هفدهم، بسیاری از خدایان به عنوان خدایی در نظر گرفته شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: any opinion or belief that challenges deeply established social, academic, political, or religious views.

- This notion that disease could be caused by microbes was heresy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تصور که بیماری ممکن است از سوی میکروب‌ها ایجاد شود، بدعت بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این مفهوم که بیماری می تواند توسط میکروب ایجاد شود، خدشه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: adherence to such opinions or beliefs.

- The astronomer Galileo was accused of heresy for his support of the heliocentric view of the universe.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] گالیله، ستاره‌شناس، به خاطر حمایتش از نظریه خورشید مرکزی جهان متهم به بدعت شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ستاره شناس گالیله برای حمایت از دیدگاه Heliocentric از جهان، به خدعه متهم شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Heresy در جمله های نمونه

1. political heresy
ترجمه دگراندیشی سیاسی

2. they found him guilty of heresy and burned him alive
ترجمه او را محکوم به ارتداد کردند و زنده زنده سوزاندند.

3. the church rejected his opinions as utter heresy
ترجمه کلیسا اندیشه‌های او را کفر محض و مردود شناخت.

4. what used to be considered as scientific heresy is now scientific truth
ترجمه آنچه که سابقا ارتداد علمی محسوب می‌شد اکنون واقعیت علمی است.

5. he tried to purge himself of the charge of heresy
ترجمه او کوشید که خود را از تهمت ارتداد مبری کند.

6. Radical remarks like this amount to heresy for most members of the Republican party.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اظهارات رادیکال مانند این مقدار به بدعتگذاری اکثر اعضای حزب جمهوری‌خواه دامن می‌زند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اظهارات رادیکال مانند این مقدار به جنبۀ اکثر اعضای حزب جمهوریخواه تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. It might be considered heresy to suggest such a notion.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ممکن است بدعت گذاری در نظر گرفته شود تا چنین تصوری را القا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ممکن است به یقین تبدیل شود که چنین مفهومی را نشان دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He was executed for heresy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را به جرم بدعتگذاری اعدام کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به خاطر یزید اعدام شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He was burned at the stake for heresy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را به جرم بدعتگذاری به آتش کشیدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای لجاجت سوخته بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Mellors was preaching heresy and had to be immediately defrocked.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Mellors در حال موعظه گری بود و باید سریعا خلع لباس شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Mellors موعظه ی ereasy بود و مجبور بود بلافاصله defrocked
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. She committed the heresy of playing a Madonna song on a classical music station.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او مرتکب شده بود که یک آهنگ \"مدونا\" را در یک ایستگاه موسیقی کلاسیک اجرا کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او متهم به پخش یک آهنگ مادونا در یک ایستگاه موسیقی کلاسیک شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. We should denounce a heresy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما باید بدعت را محکوم کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما باید یهودیت را محکوم کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He said it was a heresy to suggest that women should not conduct services.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وی گفت که این بدعت است که نشان می‌دهد زنان نباید خدمات خود را انجام دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او گفت که این یک جنبش بود که نشان می داد زنان نباید خدمات را انجام دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Heresy provided a threat to civil as well as ecclesiastical order, to political settlement and to peace.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرقه فرانسیسیان تهدیدی برای نظم مدنی و همچنین نظم کلیسا برای حل و فصل سیاسی و صلح فراهم کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اهریمن تهدیدی برای مدنی و همچنین نظم کلیسایی، برای حل سیاسی و صلح بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Although sympathetic to this heresy I found myself intoxicated but also somewhat inhibited by de Santillana's impressionistic style.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با وجود همدردی با این بدعت، من خود را مست یافتم، اما سبک impressionistic de تا حدی مهار شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گرچه با این خدانخواه مخالفم، من خود را مست می کردم، اما تا حدودی توسط شیوه ی تحریک آمیز دانی ساننتیانا مانع شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. It is an age-old heresy to see the world as a battleground between the forces of good and evil.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این بدعت پیری است که جهان را میدان نبرد بین نیروهای خیر و شر می‌بیند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یک جنون قدیمی است که جهان را به عنوان میدان نبرد میان نیروهای خوب و شر مشاهده می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Heresy

ارتداد (اسم)
abjuration , apostasy , heresy , defection , heterodoxy , tergiversation
الحاد (اسم)
heresy , atheism , paganism , lapse
کفر (اسم)
heresy , atheism , blasphemy , infidelity , profanity
مسلک خاص (اسم)
heresy
بدعتکاری (اسم)
heresy , schematization

معنی کلمه Heresy به انگلیسی

heresy
• unorthodox religious belief; belief or idea which is in opposition to established views
• heresy is a belief or way of behaving that seriously disagrees with the principles of a particular religion.
• heresy is a belief or way of behaving that disagrees with generally accepted beliefs.

Heresy را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مصطفا ١٩:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/١١
عقیده ای خلاف نظر دیگری داشتن
To make a choice to do something that was different from what everyone else was doing
دیکشنری long man
|

عليرضا ٠٨:٠٤ - ١٣٩٧/١١/١٣
معصيت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی heresy
کلمه : heresy
املای فارسی : هرسی
اشتباه تایپی : اثقثسغ
عکس heresy : در گوگل


آیا معنی Heresy مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )