انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 949 100 1

Hostility

تلفظ hostility
تلفظ hostility به آمریکایی/haˈstɪləti/ تلفظ hostility به انگلیسی/hɒˈstɪlɪti/

معنی: خصومت، عداوت، ستیزگی، ضدیت، عملیات خصمانه
معانی دیگر: دشمنی، کین، کینه، پرخاشجویی، کار دشمنی آمیز، عمل خصمانه، (جمع) جنگ، عملیات جنگی

بررسی کلمه Hostility

اسم ( noun )
حالات: hostilities
(1) تعریف: the state of being unfriendly or antagonistic.
مترادف: animosity, antagonism, enmity, inimicality, unfriendliness
متضاد: devotion, sympathy
مشابه: animus, antipathy, bad blood, dislike, hatred, ill will, malice, opposition, spite, strife, tension, war

- The neighbors had had a bitter argument at one time and still felt some hostility toward each other.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] همسایگان با هم جر و بحث کردند و هنوز احساس دشمنی نسبت به یکدیگر داشتند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] همسایگان در یک زمان یک استدلال تلخ داشتند و هنوز نسبت به یکدیگر احساس خصومت می کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: resistance or opposition.
مشابه: clash, contradiction, dispute, opposition, resistance

- The teachers' initial hostility toward the new testing program was not surprising.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خصومت اولیه معلمان نسبت به برنامه آزمایشی جدید تعجب‌آور نبود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] خصومت اولیه معلمان نسبت به برنامه تست جدید جای تعجب ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(3) تعریف: (pl.) overt acts of war.
مترادف: belligerence, combat, fighting, war
مشابه: aggression, assault, attack, battle, warfare

- Hostilities continued between the two nations until a peace treaty was finally signed in 1923.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] Hostilities بین دو کشور تا زمانی که معاهده صلح در سال ۱۹۲۳ به امضا رسید، ادامه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ارتش میان دو کشور ادامه یافت تا زمانی که یک معاهده صلح در نهایت در سال 1923 امضا شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه Hostility در جمله های نمونه

1. overt hostility
ترجمه خصومت آشکار

2. their hostility culminated in war
ترجمه خصومت آنان به جنگ انجامید.

3. their hostility gave way to peace
ترجمه خصومت آنها تبدیل به آشتی شد.

4. their hostility was intense
ترجمه دشمنی آن دو شدید بود.

5. there was hostility in his stare
ترجمه نگاه خیره‌ی او خصومت آمیز بود.

6. conflicts that specify hostility
ترجمه تعارض‌هایی که حاکی از خصومت است

7. he concealed his hostility in order to be able to strike better
ترجمه او دشمنی خود را مخفی می‌کرد تا بتواند بهتر ضربه بزند.

8. the two tribe's hostility escalated into war
ترجمه کار دشمنی آن دو قبیله به جنگ کشید.

9. after the outbreak of hostility between those two countries
ترجمه پس از بروز خصومت میان آن دو کشور

10. an action that imports hostility
ترجمه عملی که دال بر خصومت است.

11. his writings ooze with hostility
ترجمه از نوشته‌های او دشمنی می‌بارد.

12. the tourists encountered some hostility
ترجمه جهانگردان با اعمال خصم آمیزی مواجه شدند.

13. i disliked the atmosphere of hostility that prevailed there
ترجمه از محیط خصم آمیزی که در آنجا وجود داشت بدم آمد.

14. she was trying to fan our hostility further
ترجمه او می‌کوشید که دشمنی ما را بیشتر دامن بزند.

15. their discontent took the form of hostility
ترجمه نارضایتی آنها شکل دشمنی و عناد به خود گرفت.

16. his comments sparked off a lot of hostility
ترجمه اظهارات او خصومت فراوانی را برانگیخت.

17. underneath that veneer of friendship there was intense hostility
ترجمه در زیر آن ظاهر دوستانه دشمنی شدیدی وجود داشت.

18. the upshot of this disagreement was the growth of hostility
ترجمه زیاد شدن خصومت پیامد این عدم توافق بود.

19. There is a lot of public hostility to the tax.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دشمنی عمومی زیادی با مالیات وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بسیاری از خصومت عمومی با مالیات وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

20. Her attitude towards me oscillated between friendship and hostility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرز رفتار او نسبت به من در میان دوستی و خصومت لرزید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگرش او نسبت به من در میان دوستی و خصومت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

21. There's still an atmosphere of great hostility and tension in the city.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنوز فضای خصومت و تنش زیادی در شهر وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنوز فضای خصومت و تنش بزرگ در شهر وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

22. The early years of fear and the hostility left a deep scar on the young boy.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخستین سال‌های ترس و خصومت، جای زخم عمیقی بر پسر جوان باقی ماند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سال های ابتدایی ترس و خصومت، پسر جوان را به شدت زخمی کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

23. Outsiders are regarded with outright hostility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اینگونه افراد خارجی با دشمنی آشکار در نظر گرفته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افراد بیگانه با دشمنی آشکار در نظر گرفته می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

24. Humour was his only weapon against their hostility.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Humour تنها سلاح او در برابر خصومت آن‌ها بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]طنز تنها سلاح او در برابر خصومت آنهاست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف Hostility

خصومت (اسم)
quarrel , antagonism , animosity , enmity , ill will , hostility , virulence
عداوت (اسم)
hatred , animosity , enmity , hostility , feud , rancor , odium
ستیزگی (اسم)
antagonism , animosity , enmity , ill will , hostility , pugnacity , pugnaciousness , termagancy , inveteracy , ill humor , bellicosity , ill feeling , ill humour , ill nature
ضدیت (اسم)
conflict , opposing , antagonism , animosity , enmity , hostility , opposition , contradiction
عملیات خصمانه (اسم)
hostility

معنی کلمه Hostility به انگلیسی

hostility
• enmity, animosity, antagonism, hatred; hostile act; resistance
• you can refer to fighting between two countries or groups as hostilities; a formal use.
• hostility is unfriendly and aggressive behaviour.
• hostility is also opposition to something you do not approve of.
acts of hostility
• unfriendly actions, acts of animosity
circle of hostility
• cycle of animosity that has lasted many years
with hostility
• in a hostile manner; with animosity

Hostility را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی Hostility

نیلوفر فدایی ١٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/١٧
سوء رفتار
|

سونیا ١٩:٠٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٩
Sister hostility خصومت خواهرانه
Two sisters who did not attend the wedding
دو خواهرانی که در عروسی هم شرکت نکردند
|

ليلا هاديگل ٠٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٤/٢٠
دشمني
|

پیشنهاد شما درباره معنی Hostility



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

k lover > Tear up
دکتر احمدی رضا > mooning
Ali SHADow > Fashionable
حسن بهارلو > نوعی غذای نرم
Ali > Casual
حسن بهارلو > طبق لیست و غذا
Tahereh > Grilled
مجتبی هنرپیشه > هزیان

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی hostility
کلمه : hostility
املای فارسی : هستیلیتی
اشتباه تایپی : اخسفهمهفغ
عکس hostility : در گوگل


آیا معنی Hostility مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )