برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1345 100 1

Hypostatize


(در فکر خود: به اندیشه یا تخیل یا هر چیز مجرد و انتزاعی موجودیت واقعی و عینی و لمس پذیر دادن) متجسم ساختن، اقنومی کردن، تنمند کردن، تندار کردن، تبدیل بماده کردن، جسمیت دادن به

بررسی کلمه Hypostatize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hypostatizes, hypostatizing, hypostatized
مشتقات: hypostatization (n.)
• : تعریف: to present or consider (an idea, concept, or the like) as having concrete, objective reality or form.

معنی عبارات مرتبط با Hypostatize به فارسی

ذات جدا دانستن - شخصیت دادن به - مسلم فر­ کردن

معنی Hypostatize در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] تبدیل بماده کردن ، جسمیت دادن به

معنی کلمه Hypostatize به انگلیسی

hypostatize
• recognize as existing, recognize as a reality

Hypostatize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

man
جوهریت بخشی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hypostatize
کلمه : hypostatize
املای فارسی : هیپستتیز
اشتباه تایپی : اغحخسفشفهظث
عکس hypostatize : در گوگل

آیا معنی Hypostatize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )