برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1353 100 1

hand down

/ˈhændˈdaʊn/ /hænddaʊn/

معنی: بتواتر رساندن، پشت درپشت چیزی را رساندن
معانی دیگر: 1- به ارث گذاشتن، ارزانی داشتن 2- اعلام کردن، (در دادگاه و غیره) داوری کردن

بررسی کلمه hand down

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to give to one's children or successors.
مترادف: bequeath, leave, will

واژه hand down در جمله های نمونه

1. Will you please hand down that book from the shelf?
[ترجمه ترگمان]میشه لطفا اون کتاب رو از قفسه پایین بیاری؟
[ترجمه گوگل]آیا می خواهید این کتاب را از قفسه پایین بیاندازید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She brought her hand down on the water with a smack.
[ترجمه ترگمان]با صدای محکمی دستش را روی آب آورد
[ترجمه گوگل]دستش را به سمت پایین با آب گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She smacked her hand down on to the table.
[ترجمه ترگمان]دستش را روی میز گذاشت
[ترجمه گوگل]او دستش را روی میز گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She is expected soon to hand down a ruling.
[ترجمه ترگمان]انتظار می‌رود که او به زودی یک حکم صادر کند
[ترجمه گوگل]انتظار می رود که او به زودی یک حکم صادر کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5 ...

مترادف hand down

بتواتر رساندن (فعل)
hand down
پشت درپشت چیزی را رساندن (فعل)
hand down

معنی کلمه hand down به انگلیسی

hand down
• bequeath, pass on, transmit in succession, will, transfer

hand down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس محمدی
دست به دست شدن چیزی، برای مثال مهارت یا رسمی که نسل به نسل دست به دست شده است
mohammad mahbobyan
انتقال دادن -منتقل کردن
میلاد علی پور
اعلام کردن، ارائه کردن، واگذار کردن، اعطا کردن
عباس نعمتی فر
سینه به سینه منتقل کردن
Majid
صادر کرد یا اعلام کردن(مثلا قاضی در دادگاه)
The judge will hand down the final verdict in january
فرشته عاج
از نسلی به نسل دیگر منتقل کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hand down
کلمه : hand down
املای فارسی : هند دون
اشتباه تایپی : اشدی یخصد
عکس hand down : در گوگل

آیا معنی hand down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )