انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1069 100 1

handpicked

تلفظ handpicked
تلفظ handpicked به آمریکایی تلفظ handpicked به انگلیسی

واژه handpicked در جمله های نمونه

1. the dictator himself handpicked his successor from amongst flatterers
ترجمه دیکتاتور خودش جانشین خود را از میان متملقان دستچین کرد.

2. These stories were handpicked in the book.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این داستان‌ها در کتاب انتخاب شده‌بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این داستان ها در کتاب به دست آمده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Those men were handpicked strong-arm thugs, hired for the occasion, known for their viciousness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها افراد خود را که برای این موقعیت شناخته شده‌بودند، استخدام کرده بودند، زیرا شرارت بار آن‌ها را شناخته بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مردان دستگیر شدگان وحشیانه ای بودند که به خاطر مناسبت به استخدام درآمدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The other judges, both charisma-free, were handpicked to make him shine.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیگر قضات، هم charisma و هم free، برای درخشیدن انتخاب شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قاضی های دیگر، هر دو بدون فریز، به صورت دستی انتخاب شدند تا او را درخشش دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Nobody from her handpicked half-dozen is going to utter a mumbling word.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس از او جدا نمی‌شود - ده دوازده نفر باید زیر لب چیزی بگویند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس از نیم دزده دست خود را نمی خواهد حرف بزند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Dawson was Mayor Kelly's handpicked successor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]داوسون جانشین منتخب شهردار کلی بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]داوسون جانشین دستیار شهردار کلی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Some of his closest aides have been handpicked from the pharmaceutical sector.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از نزدیک‌ترین دستیاران او از بخش داروسازی انتخاب شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برخی از نزدیکان او از بخش داروسازی انتخاب شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The 000 delegates were handpicked for loyalty, and did not utter a word of criticism.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]The نماینده برای وفاداری انتخاب شدند و حتی یک کلمه انتقاد هم بر زبان نیاوردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]000 نماینده به خاطر وفاداری دست راستی گرفتند و یک کلمه انتقاد نکردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Bear Stearns's board -- 12 men largely handpicked by Mr. Cayne -- approved Mr. Spector's departure.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]\"هیات‌مدیره\" خرس - ۱۲ نفر که توسط آقای \"Cayne\" خودشون رو انتخاب کردن - حرکت آقای \"Spector\" رو تایید کرد -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیئت مدیره بایر استارنس - 12 مرد که عمدتا توسط آقای کیون دستگیر شده اند - تصویب آقای اسپکتور را رد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Fergie was handpicked for the role of second coming by Sir Bobby Charlton, now knighted, and the octogenarian Sir Matt Busby, then still at the club in an ambassadorial role.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرجی به خاطر نقش دوم سر بابی چارلتون که حالا لقب شوالیه دریافت کرده بود و سر مت بازبی که در آن زمان هنوز در باشگاه در نقش سفیر بود انتخاب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فردی برای نقش دومین آمدن سر بابی چارلتون، که اکنون شوالیه است، و سر مت باسبی، متولد سالهای هشتاد و هشتاد و هشتاد و هشتاد و هشتاد و هشتاد و هفتاد و هشتاد و هفتاد و هشتاد و هفتاد و هشتاد و هفتاد و هفتاد و هفتاد و هفتاد و هفتاد و هشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Their handpicked assembly took 14 years to decide the framework of a new constitution.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مجلس منتخب آن‌ها ۱۴ سال طول کشید تا چارچوب یک قانون اساسی جدید را تعیین کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مأموریت دستکاری آنها 14 سال طول کشید تا چارچوب یک قانون اساسی جدید را تعیین کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. She is one of 26 new DPJ women handpicked by the party's powerbroker, Ichiro Ozawa, to take on LDP heavyweights in an overt appeal to voters disillusioned with old-school politics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او یکی از ۲۶ زن DPJ است که از سوی حزب powerbroker، Ichiro Ozawa، انتخاب شده‌است تا به LDP heavyweights در یک درخواست آشکار از رای دهندگان که از سیاست‌های قدیمی دبیرستان راضی هستند، رسیدگی کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او یکی از 26 زن جدید DPJ است که توسط شخص ثروتمند حزب Ichiro Ozawa انتخاب شده است تا در مورد سنگین وزن های LDP در رای گیری هایی که به سیاست های قدیمی مدرسه رسیده اند را به دست آورند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Mr Ahmadinejad was handpicked by ultra-conservatives to sweep away the corruption of previous reform-minded governments.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آقای احمدی‌نژاد توسط محافظه‌کاران فوق‌العاده انتخاب شد تا فساد دولت‌های اصلاح‌طلب سابق را از بین ببرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آقای احمدی نژاد توسط محافظه کاران فوق العاده ای دستگیر شد تا فساد اداری دولت های پیشین اصلاحات را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Prime Minister still more powerful than his handpicked head-of-state, President Dmitry Medvedev.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نخست‌وزیر روسیه، رئیس‌جمهور دیمیتری مدودف، همچنان قدرت بیشتری نسبت به رئیس‌جمهور منتخب خود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نخست وزیر هنوز قوی تر از رئیس جمهور دستیار او، رئیس جمهور دیمیتری مدودف
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. At every intersection stands a uniformed policewoman -- handpicked, they say, for their beauty -- directing traffic with parade-ground precision.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هر تقاطع یک پلیس زن یونیفورم پوش قرار دارد - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در هر تقاطع، یک پلیس لباس پوشیدنی - برای زیبایی خود می گوید که دستیابی به ترافیک با دقت و صحت رژه است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه handpicked به انگلیسی

handpicked
• chosen or selected meticulously and personally (example: person for a team); picked by hand (as opposed to by machine)

handpicked را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امید ١٤:٠٠ - ١٣٩٦/١٢/١٩
با دقت انتخاب کردن(برای شغل یا هدف خاص)
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٤:٢٣ - ١٣٩٨/٠٤/٠٨
برگزيده، منتخب، دست‌چين، گلچين، گزيده، برگزيده
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی handpicked مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )