انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 948 100 1

hands down

تلفظ hands down
تلفظ hands down به آمریکایی/ˈhændzˈdaʊn/ تلفظ hands down به انگلیسی/hændzdaʊn/

به آسانی، بدون کوشش، بسهولت، بدون احتیاط

واژه hands down در جمله های نمونه

1. She won the debate hands down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دست مباحثه را پایین برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دست کم بحث گفتگو را به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The French team won hands down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تیم فرانسوی پیروز شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم فرانسوی به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Nigel always won hands down in any argument.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نی گل همیشه با هر بحثی دست و پنجه نرم می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نایجل همیشه در هر استدلالی به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The local team won hands down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تیم محلی پیروز شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تیم محلی به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. He smacked his hands down on his knees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دست‌هایش را روی زانوهایش گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستانش را روی زانوهایش گذاشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. He predicted the French would win hands down in the play-offs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او پیش‌بینی کرد که فرانسوی‌ها در این بازی دست به دست هم خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او پیش بینی کرد که فرانسوی ها در بازی های خانگی برنده خواهند شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. I pulled my hands down toward her knees.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دست‌هایم را پایین کشیدم تا زانو بزنم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دستم را به طرف زانوهایم گذاشتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He had won hands down - again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دوباره دستش را دراز کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دست به دست آورد - دوباره
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. He had won again, won hands down.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دوباره پیروز شده بود، دستش را دراز کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او دوباره پیروز شده است، دست به دست آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The Socialists will win hands down if the election is free and fair.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر انتخابات آزاد و عادلانه باشد سوسیالیست‌ها دست به دست هم خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر انتخابات آزاد و عادلانه باشد، سوسیالیست ها دست پایین خواهند برد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The newer model wins hands down when it comes to speed and capacity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مدل جدیدتر زمانی که به سرعت و ظرفیت می‌رسد، دست به دست می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مدل جدیدتر وقتی که به سرعت و ظرفیت می آید دست به پایین برسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Standard really do win hands down for quality, variety and colour.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این استاندارد واقعا برای کیفیت، تنوع و رنگ دست برنده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]استاندارد واقعا کیفیت، تنوع و رنگ را به دست می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Caroline strode to the windows and plumped her hands down on the sill.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کارولین با گام‌های بلند به طرف پنجره رفت و دست او را روی درگاه گذاشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کارولین به پنجره ها زد و دستانش را روی آستانه قرار داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. You then bring your hands down and show that the birds have flown.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سپس دست‌ها را پایین بیاورید و نشان دهید که پرندگان پرواز کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس دست های خود را پایین آورده و نشان می دهید که پرندگان پرواز کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. OK, you can all put your hands down now.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خیلی خب، حالا همتون میتونین دستات رو بندازین پایین
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوب، شما هم اکنون می توانید دستان خود را پایین بیاورید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با hands down به فارسی

به آسانی پیروز شدن، مثل آب خوردن برنده شدن

معنی کلمه hands down به انگلیسی

beat him hands down
• defeated him easily, won over him by a large margin
can beat him hands down
• is much more capable than he is, can defeat him easily

hands down را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی hands down

hussain ٢٠:٢٩ - ١٣٩٥/١٢/٠٩
به مراتب
|

Amir.a ١١:٤٢ - ١٣٩٧/٠٦/٠٧
صد در صد
قطعا
|

حسن امامی ٢٣:٠٢ - ١٣٩٧/٠٨/١١
قطعا مسلما
|

پیشنهاد شما درباره معنی hands down



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hands down
کلمه : hands down
املای فارسی : هندز دون
اشتباه تایپی : اشدیس یخصد
عکس hands down : در گوگل


آیا معنی hands down مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )