انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1106 100 1

haze

تلفظ haze
تلفظ haze به آمریکایی/ˈheɪz/ تلفظ haze به انگلیسی/heɪz/

معنی: ابهام، مه، بخار، مه کم، روشن نبودن مه، گرفته بودن، زدن، بستوه اوردن، سرزنش کردن
معانی دیگر: (گرد و خاک یا دود یا هر چیزی که هوا را کمی تیره کرده و از میزان دید بکاهد) نزم، غبار، مه خفیف، نژم، (اندیشه و غیره) ابهام، گنگی، نر انگشت، گیجی، حواس پرتی، تیرگی ذهن، (معمولا با: over) مبهم کردن یا شدن، مه گرفته شدن یا کردن، نر انگشت کردن یا شدن، (کشتیرانی) برای تنبیه به بیگاری واداشتن، (امریکا- در باشگاه های دانشجویی) داوطلبان عضویت را به انجام کارهای سخت و بیهوده یا خطرناک و یا حقیر کننده وادار کردن، ناصافی یاتیرگی هوا، مغموم بودن، موضوعی برای شخص، متوحش کردن

بررسی کلمه haze

اسم ( noun )
(1) تعریف: a collection in the air of very fine particles, as of mist, smoke, or dust, that partly obscures vision of distant objects.
مشابه: fog, fume

- Without this haze, we could see the mountains from here.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بدون این مه، می‌توانستیم کوه‌ها را از اینجا ببینیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بدون این غبار، ما می توانیم کوه ها را از اینجا ببینیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: an unclear or confused state, esp. of one's mind or emotions.
مشابه: fog, muddle, trance

- My mind was in a haze, and I simply couldn't make any decisions.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] ذهنم در هاله‌ای از مه فرورفته بود، و من نمی‌توانستم هیچ تصمیمی بگیرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] ذهنم درگیر بود و من نمی توانستم تصمیمی بگیرم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- The tragedy left him in a haze for months.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این تراژدی او را ماه‌ها در هاله‌ای از دود رها کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] این فاجعه ماهها او را در یک مهتابی ترک کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hazes, hazing, hazed
مشتقات: hazer (n.)
• : تعریف: to subject (someone, esp. a newcomer) to abusive treatment or to humiliating pranks or teasing, often as part of an initiation ceremony.

- The students who had hazed the freshmen were suspended from school.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] دانشجویانی که hazed را اخراج کرده بودند از مدرسه به حالت تعلیق درآمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] دانش آموزانی که تازه دانش آموزانی داشتند از مدرسه به حالت تعلیق درآمده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- Some fraternities haze their new pledges during what they call "hell week."
ترجمه کاربر [ترجمه نیک باور] برخی انجمن های برادری در زمانی که �هفته جهنمی� می نامند، متعهدان جدید خود را آزمون می کنند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] برخی از اعضای انجمن وعده‌های جدید خود را در طی آنچه که \"هفته جهنم\" می‌نامند، به وجود می‌آورند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بعضی از برادران در طی آنچه که آنها را 'هفته جهنم' می نامند، وعده های جدید خود را می پوشانند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه haze در جمله های نمونه

1. a morning haze had blurred the distant homes
ترجمه مه بامدادی خانه‌های دور دست را مبهم کرده بود.

2. in a haze of disblief
ترجمه با گیجی ناشی از ناباوری

3. in summertime, the mountains of kashan haze with heat
ترجمه در تابستان کوه‌های کاشان در اثر حرارت دمه می‌گیرند.

4. I couldn't see her through the haze of smoke.
ترجمه کاربر [ترجمه Mahsa] من نمیتوانم اورا به خاطر دودببینم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از میان دود سیگار نمی‌توانستم او را ببینم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من نمی توانم او را از طریق دود دود ببینم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Don't haze the new roommate, he's my cousin.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به هم ون خونه جدید نگاه نکن، اون پسر عموی منه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همسایه جدید خود را نگران نکنید، او پسر عموی من است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. They vanished into the haze near the horizon.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به مه نزدیک افق ناپدید شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها در نزدیکی افق ناپدید شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The road through the desert shimmered in the haze.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]راه میان صحرا در هاله‌ای از مه می‌درخشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جاده ای که در بیابان قرار دارد در دنیای درهم ریخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. I/My mind was in a complete haze.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ذهنم در هاله‌ای از ابهام فرو رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من / ذهن من در یک مه کامل بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. We sat drinking in a haze of cigarette smoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در هاله‌ای از دود سیگار نشستیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما نوشیدنی را در مه سیگار کشیدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Aurora felt the opium haze enfold her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اورورا احساس می‌کرد که غبار تریاک او را فرا می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آئورورا احساس می کرد که مهبل تریاک او را درگیر کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I saw her through a haze of cigarette smoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او را در میان هاله‌ای از دود سیگار دیدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من او را از طریق مه دود سیگار دیدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Meetings are always conducted in a haze of cigarette smoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جلسات همیشه در هاله‌ای از دود سیگار انجام می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جلسات همیشه در مه دود سیگار انجام می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. He watched the world through a haze of tobacco smoke.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او دنیا را از میان هاله‌ای از دود توتون تماشا می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او جهان را از طریق دود دود تنباکو تماشا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The haze usually clears by lunchtime.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مه معمولا هنگام ناهار خاموش می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]غبار معمولا با ناهار پاک می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. In the evenings a blue haze hung in the valleys.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شب‌ها مه آبی‌رنگ در دره‌ها معلق بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در شب ها یک مه آبی در دره ها آویزان شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف haze

ابهام (اسم)
ambiguity , obscurity , equivocation , haze , fog , mist , amphibology , moss
مه (اسم)
haze , fog , mist , brume , may , pea souper
بخار (اسم)
haze , vapor , gas , fume , brume , steam , reek
مه کم (اسم)
haze
روشن نبودن مه (اسم)
haze
گرفته بودن (فعل)
haze
زدن (فعل)
cut off , cut , attain , get , strike , stroke , hit , play , touch , bop , lop , sound , haze , amputate , beat , slap , put on , tie , fly , clobber , slat , belt , whack , drub , mallet , chap , throb , imprint , knock , pummel , bruise , pulsate , spray , bunt , pop , frap , smite , nail , clout , poke , ding , shoot , pound , inject , lam , thwack , snip
بستوه اوردن (فعل)
annoy , hurry , pester , haze , worry , harass , beset , hare , harry , plague
سرزنش کردن (فعل)
snub , snap , blame , reproach , haze , censure , trounce , rebuke , berate , scold , upbraid , chide , twit , reprove , call down , taunt , jack , objurgate , dispraise , vituperate , reprimand , reprehend , tongue-lash

معنی haze در دیکشنری تخصصی

[سینما] مه رقیق / هوای تیره و تار - مه عکاسی - فیلتر مه رقیق
[نساجی] تیرگی - کدری - تاریکی
[پلیمر] مه گونی
[آب و خاک] غبار مه
[زمین شناسی] مه کم ، مِه غبار
[سینما] فیلتر مه و رنگ مافوق بنفش
[آب و خاک] قطرک غبارمه
[سینما] صافی غبار - فیلتر ایجادکننده گرد و غبار
[آب و خاک] افق غبار مه
[آب و خاک] لایه غبار مه
[آب و خاک] غبارمه شمالگان
[آب و خاک] گردوغبار مه
[آب و خاک] غبارمه بلور یخی
[آب و خاک] غبارمه نمک

معنی کلمه haze به انگلیسی

haze
• fog, mist; obscurity, vagueness
• treat someone new in a humiliating manner; harass, humiliate (nautical)
• a haze is a kind of mist caused by heat or something such as dust in the air.
haze will lift
• fog will go away; things will soon become clear

haze را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی haze
کلمه : haze
املای فارسی : هز
اشتباه تایپی : اشظث
عکس haze : در گوگل


آیا معنی haze مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )