انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1073 100 1

hiking

تلفظ hiking
تلفظ hiking به آمریکایی/ˈhɑɪk.ɪŋ/ تلفظ hiking به انگلیسی/ˈhaɪkɪŋ/

واژه hiking در جمله های نمونه

1. hiking is a popular sport in america
ترجمه در امریکا راهنوردی ورزش رایجی است.

2. After hiking all day we finally reached the uppermost part of the mountain.
ترجمه کاربر [ترجمه سما] بعد از يك روز كوه پيمايي بالاخره به قسمت بالاي كوه رسيديم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از پیاده‌روی، بالاخره به قسمت بالایی کوه رسیدیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پس از پیاده روی در تمام طول روز، ما بالاخره به قسمت بالای کوه رسیدیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. We're going to do some hiking this summer.
ترجمه کاربر [ترجمه SAA] این تابستان ، ما می خواهیم به پیاده روی برویم
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این تابستون یه کمی پیاده‌روی می‌کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما قصد داریم در تابستان امسال پیاده روی کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. We're going hiking in the Lake District next weekend.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تعطیلات آخر هفته آینده به گردش در منطقه لیک خواهیم رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما در آخر هفته آخر هفته در ناحیه دریاچه پیاده روی می کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. How do we get there? —Let's go hiking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چطوری بریم اونجا؟ پیاده‌روی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چطور میتونیم اونجا رو پیدا کنیم؟ - برو دنبال پیاده برو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I enjoy outdoor pursuits, like hiking and riding.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من مثل پیاده‌روی و اسب‌سواری لذت می‌برم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از تعطیلات در فضای باز لذت می برم، مانند پیاده روی و سواری
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The camp offers hiking, fishing, canoeing, and boating.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کمپ، پیاده‌روی، ماهیگیری، قایقرانی و قایق‌سواری را پیشنهاد می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اردوگاه پیاده روی، ماهیگیری، قایقرانی و قایقرانی را ارائه می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. She wasn't very sensibly dressed for hiking across the moors.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اون خیلی عاقلانه نبود که توی خلنگ زار قدم بزنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او برای پیاده روی در اطراف خیمه ها خیلی محتاط نبود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. My new hiking boots will be great once I've broken them in.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کفش‌های پیاده‌روی جدیدم وقتی آن‌ها را بشکنم، عالی خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چکمه های جدید پیاده روی من یک بار هنگامی که من آنها را شکستم بزرگ خواهد شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Her own preferred methods of exercise are hiking and long cycle rides.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روش‌های سنتی ورزش پیاده‌روی، پیاده‌روی و سواری طولانی دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روش های ترجیحی ورزش او پیاده روی و سواری طولانی مدت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Big banks were hiking their rates up.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بانک‌های بزرگ نرخ خود را بالا می‌برند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بانک های بزرگ در حال افزایش نرخ بهره بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Her hobbies include hiking and photography.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سرگرمی‌های او شامل پیاده‌روی و عکاسی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرگرمی او شامل پیاده روی و عکاسی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. The insurers have started hiking up premiums by huge amounts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیمه گران بهای بالا را با مقادیر بسیار زیاد آغاز کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بیمه گران با توجه به مقادیر زیاد، حق بیمه را افزایش می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Even carrying the camcorder while hiking in the forest was an effort.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حتی حمل the در حالی که پیاده‌روی در جنگل یک تلاش بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حتی حمل دوربین فیلمبرداری در حین پیاده روی در جنگل تلاش شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی hiking در دیکشنری تخصصی

hiking
[کوه نوردی] راه پیمایی

معنی کلمه hiking به انگلیسی

hiking
• walking, trekking, journeying on foot; making higher, increasing (i.e. prices)
hiking boots
• durable boots specially designed for rough terrain
hiking prices
• increasing prices over the standard market price, overcharging, profiteering
hitch hiking
• traveling by soliciting rides from passing vehicles

hiking را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سارا ٠٠:١٤ - ١٣٩٦/٠٢/٢٤
كوهنوردي
|

shry ١٤:٣٢ - ١٣٩٦/٠٣/٠٣
کوهنوردی
|

ريحي ١١:٠٣ - ١٣٩٦/٠٥/١١
كوهنوردي
|

paris ١٧:٢٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢١
کوهنوردی
|

sara ١٢:٣٠ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
Walking in the mountains
کوهنوردی یا به صلاح پیاده روی در کوه😆
|

arshida ١٢:٤٣ - ١٣٩٦/٠٥/٢٤
پیاده روی
|

مجتبی احمدی ٠٤:٠٦ - ١٣٩٦/٠٦/٠٦
کوهپیمایی
|

Zakeih ٢١:١٢ - ١٣٩٦/٠٨/٢٣
کوهنوردی
|

mehrab ١٩:١٥ - ١٣٩٦/١١/٠٥
کوهپیمایی
|

istella ١١:٤٢ - ١٣٩٦/١١/٠٦
کوهنوردي
|

Shiva ١٩:٤٧ - ١٣٩٦/١١/٠٧
پیادروی در کوه های هموار
|

Shiva ١٩:٤٨ - ١٣٩٦/١١/٠٧
پیاده روی در کوه های هموار
|

عرفان ١٨:٢٥ - ١٣٩٦/١١/١٨
پیاده روی در کوه(کوهنوردی)
|

Paria ١٤:٣٤ - ١٣٩٦/١١/٢٣
کوهنوردی
|

Maryam💞 ١٣:٤٢ - ١٣٩٦/١٢/١٨
پیاده روی
|

SOHEIL ١٥:٢١ - ١٣٩٧/٠٢/١٦
کوهنوردی
پیاده روی
|

اتنا ١٥:١٩ - ١٣٩٧/٠٢/٢٠
کوهنوردی یا به اصطلاح پیاده روی
|

maryam ١١:١٦ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
walking in the mountains or countryside
|

Mehregan ١٤:٣٢ - ١٣٩٧/٠٣/٠١
راه رفتن در كوه
|

نهال ١٤:٠٩ - ١٣٩٧/٠٣/٠٥
کوهنوردی
|

asma ٢٣:٣٩ - ١٣٩٧/٠٣/٠٧
پیاده روی
|

Hasti ١٨:٣٤ - ١٣٩٧/٠٥/١١
hiking is a long walk in the mountains or the country
|

علی قناد ١٩:٤٥ - ١٣٩٧/٠٥/١٢
پیاده روی در کوه
|

Iliya ١٦:٥٨ - ١٣٩٧/٠٥/١٦
Hiking is a long walking in the mountains or the country
|

Mani ١٤:٥١ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
پیاده روی
|

مانی ١٤:٥٤ - ١٣٩٧/٠٥/٢٣
پیاده روی
|

p ١٢:٤٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
نوعی ورزش
|

Ehsan ١٠:٥٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٨
پیاده روی
|

Anita ١٤:١٠ - ١٣٩٧/٠٥/٢٩
is a long walk in the mountain or the country
|

Samir ١٨:٣٦ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
پیاده روی در کوه
|

Esy ١٩:٣٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٩
پیاده روی در مکان های سخت مانند : کوه ، جنگل و... .
|

Mahsan ١١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٧/١٥
پیاده روی از سطحی با شیب کمتر به سطحی با شیب بیشتر ,معمولا شامل مسیر های طبیعی مثل کوه و تپه
|

shiva_sisi‌ ١٤:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٠
hiking is a long walk in the mountains or the country
|

shiva_sisi‌ ١٤:٥٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٠
پیاده روے
|

Masuod ١٨:٠٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٤
پیمایش
|

Maryam ١٦:٥٣ - ١٣٩٧/١١/٠٦
کوهنوردی
|

امیررضا فرهید ٠٩:٤٠ - ١٣٩٧/١١/١٧
راهپیمایی و یا همان کوهنوردی طولانی
|

Cj ١٥:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
کوهنوردی
|

@.y.d.@ ١٧:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
Hiking means walking in the mountains or countryside/راهپیمایی، کوهنوردی
|

Raha ١١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/٠٧
walking in the mountains or countryside
|

seda ١٤:٠١ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢
کوهنوردی یا پیاده روی در کوه
|

seda ١٤:٠٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢
Sedaکوه نوردی یا پیاده روی در کوه
|

Reyhaneh_hiii ٢٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
پیاده روی
کوه نوردی
کوه پیمایی
|

Reyhaneh_hiii ٢٢:٥٢ - ١٣٩٨/٠٤/١٠
You should having a sneakers for hiking
|

aniii ١٤:١١ - ١٣٩٨/٠٥/١٦
پیاده روی ، کوهنوردی یا پیاده روی روی کوه ، راهپیمایی
|

😍😘e.y😘😍 ١٨:٤٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٧
کوهنوردی،پیتده روی،کوه پیمایی
🏔️🌄⛰️🗻
Walking in the mountains or countryside
|

anita ١٤:٠١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٦
means walking in the mountains
|

Majid Mehradi ١١:٢٠ - ١٣٩٨/٠٦/١٦
"کوه پیمایی" (راهپیمای در مسیر مشخص که برای تفریح یا مقدمه کوهنوردی حرفه ای)(بیشتر این واژه درسته )
"کوهنوردی"
|

مهدا جون ١٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٠
به نظرمhiking به معنی راهنوردی(راهپیمایی)است
|

مهدا جون ١٦:٥٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٠
Hiking به معنی راهنوردی یا راهپیمایی است
|

MH3 ١٧:٠٣ - ١٣٩٨/٠٦/٢٠
Its means walk in the mountain but usuly another person says its walking
|

Nazi ١٠:٣٤ - ١٣٩٨/٠٧/٠٦
نوردیدن راهی سخت
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر



آیا معنی hiking مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )