انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1077 100 1

hold back

تلفظ hold back
تلفظ hold back به آمریکایی/hoʊldˈbæk/ تلفظ hold back به انگلیسی/həʊldbæk/

معنی: مانع شدن، وقفه کردن
معانی دیگر: 1- جلوگیری کردن 2- نگهداشتن، ندادن، مانع، گیر، بند، وقفه، توقف، اشغال کننده

واژه hold back در جمله های نمونه

1. Couldn't hold back my tears, still strong smile.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نمی‌توانستم اشک‌هایم را نگه دارم، هنوز هم لبخند قوی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نمی توان اشک هایم را حفظ کرد، هنوز لبخند قوی است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. The boss couldn' t hold back his anger any longer.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس دیگر نمی‌توانست خشمش را تحمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس دیگر نمی تواند خشم خود را ادامه دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Sometimes you have to smile and act like everything is okay. hold back the tears and walk away.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعضی وقت‌ها باید لبخند بزنی و طوری رفتار کنی که انگار همه چی مرتبه اشک‌ها را پس بگیر و برو
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات شما باید لبخند بزنید و مانند همه چیز عمل کنید خوب است عقب نشینی کردن و راه رفتن
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Hold natural and graceful, don't hold back before the guests.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طبیعی و زیبا به نظر می‌رسی، قبل از مهمونا جلو نیا
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نگه داشتن طبیعی و برازنده، قبل از مهمانان برگزار نکنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The dam was not strong enough to hold back the flood waters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این سد به اندازه کافی قوی نبود که بتواند بر آب‌های جاری غلبه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سد به اندازه کافی قوی نبود تا آبهای سیل را حفظ کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. No force on earth can hold back the progress of the society.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ نیرویی روی زمین نمی‌تواند پیشرفت جامعه را عقب بیندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ نیرویی در زمین نمی تواند پیشرفت جامعه را متوقف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Jim was able to hold back his anger and avoid a fight.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جیم توانست خشمش را عقب نگه دارد و از دعوا بپرهیزد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جیم قادر به خشم خود بود و از مبارزه اجتناب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. We are determined that nothing should hold back the peace talks.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما مصمم هستیم که هیچ چیز نباید مانع مذاکرات صلح شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ما مصمم هستیم که هیچ چیز نباید مذاکرات صلح را متوقف کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. No one can hold back the wheel of history.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیچ‌کس نمی‌تواند چرخ تاریخ را عقب نگه دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هیچ کس نمی تواند چرخ تاریخ را حفظ کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The villagers built banks of earth to hold back the flood waters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روستاییان برای حفظ آب‌های سیل، بانک‌های زمین را ساختند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]روستاییان بانک های زمین را برای جلوگیری از آب سیل ساخته اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Do not hold back the truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] حقیقت رو پس نگیر
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حقیقت را از دست نده
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. They built dykes and dam to hold back the rising flood waters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها سدها و سدها را ساختند تا آب‌های خروشان را عقب نگه دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها دایک ها و سد ها را برای جلوگیری از افزایش آب های سیل ایجاد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. You must try to hold back German attack.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شما باید سعی کنید حمله آلمانی را عقب بکشید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما باید تلاش کنید تا حمله آلمان را متوقف کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Do you think that mixed ability classes hold back the better students?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا فکر می‌کنید که کلاس‌های توانایی پیچیده دانش آموزان بهتر را عقب نگه می‌دارند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا فکر می کنید کلاس های ترکیبی از دانش آموزان بهتر جلوگیری می کنند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف hold back

مانع شدن (فعل)
stop , resist , suppress , bar , prevent , debar , balk , hinder , barricade , hamper , exclude , inhibit , rein , impede , stymie , hold back , hold up , interfere with , obstruct , obturate
وقفه کردن (فعل)
hold back

معنی کلمه hold back به انگلیسی

hold back
• withhold, fail to provide; hesitate, avoid participation; restrain; retain ownership

hold back را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

محمد امین ٢١:٢٢ - ١٣٩٦/١١/٠٧
قایم کردن، مخفی کردن
|

زهرا دولت دوست ١٦:٢٦ - ١٣٩٧/٠٢/٣١
پا پس کشیدن
|

فیض ١٣:٠٧ - ١٣٩٧/٠٣/٢٠
کنترل کردن خود
|

آسا ٢٠:٠٥ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
نگفتن یا بیان نکردن عقیده
انجام ندادن کاری به دلیل ترس یا به این دلیل که نمیخواهید وضعیت بد بدتر شود.
|

a.r ٢٣:٢٩ - ١٣٩٧/٠٦/٢٨
to restrain someone or something
|

هادی سلیمی ٢٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣
حبس کردن و عدم ابراز احساس، خفه کردن خود
to stop yourself from feeling or showing a particular emotion
|

گلی افجه ٢٣:١٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣
تامل
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hold back
کلمه : hold back
املای فارسی : هلد باک
اشتباه تایپی : اخمی ذشزن
عکس hold back : در گوگل


آیا معنی hold back مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )