برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1278 100 1

hold off


1- دور نگهداشتن، اجازه ی نزدیک شدن ندادن 2- جلو حمله یا اقدام کسی را گرفتن

واژه hold off در جمله های نمونه

1. North Americans often hold off a certain distance in conversation, which is about 2inches apart found by studies.
[ترجمه ترگمان]آمریکای شمالی اغلب فاصله معینی را در گفتگو حفظ می‌کنند، که حدود ۲ اینچ از فاصله کمی از مطالعات بدست می‌آید
[ترجمه گوگل]آمریکایی های شمالی اغلب فاصله ای را در مکالمه ای که حدودا در فاصله 2 اینچ از نظر مطالعات وجود دارد فاصله می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Hold off making your decision until Monday.
[ترجمه ترگمان]تصمیم خود را تا دوشنبه به تعویق بیندازید
[ترجمه گوگل]تصمیم گیری را تا دوشنبه نگه دارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She always likes to hold off for rent.
[ترجمه ترگمان]اون همیشه دوست داره که واسه اجاره خونه نگهش داره
[ترجمه گوگل]او همیشه دوست دارد برای اجاره نگه داشته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The football match had to hold off for about half an hour because of a driving rain.
[ترجمه ترگمان]مسابقه فوتبال باید حدود نیم ساعت طول بکشد، به خاطر باران در حال رانندگی
[ترجمه گوگ ...

معنی hold off در دیکشنری تخصصی

[نساجی] پس زدگی - ممانعت از جذب

معنی کلمه hold off به انگلیسی

hold off
• withstand, fight off; delay, postpone; keep at a distance; refrain from action

hold off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیرحسین انصاری
منتظر ماندن
اسلامی
متوقف شدن
علی ن
دست نگه داشتن
محمد خ1
به تعویق انداختن
Hony
دست نگه داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی hold off
کلمه : hold off
املای فارسی : هلد آاف
اشتباه تایپی : اخمی خبب
عکس hold off : در گوگل

آیا معنی hold off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )