برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1313 100 1

homesickness


دلتنگى( بیاد وطن)

واژه homesickness در جمله های نمونه

1. homesickness made the young soldier abscond
فراق وطن موجب شد که سرباز جوان فرار کند.

2. they soon became homesick and homesickness affected them mentally
دیری نگذشت که دلتنگ میهن شدند و غربت زدگی آنان را از نظر روانی تحت تاثیر قرار داد.

3. Harriet was overwhelmed by a feeling of homesickness.
[ترجمه ترگمان]احساس غربت و غربت، هریت را از دست داده بود
[ترجمه گوگل]هریت احساس غربت شدید کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She soon got over her homesickness.
[ترجمه ترگمان]خیلی زود از خانه بیرون رفت
[ترجمه گوگل]او به زودی بیش از غم و اندوه خود را گرفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. There were inevitable bouts of homesickness.
[ترجمه ترگمان]احساس غربت و دل‌تنگی برای خانه وجود داشت
[ترجمه گوگل]حوادث اجتناب ناپذیری از ناامیدی وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The photograph gave her a pang of homesickness.
...

معنی کلمه homesickness به انگلیسی

homesickness
• despondency caused by a longing for home and family

homesickness را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه عباسیان
غربت
jahanaks.blog.ir
دلتنگی برای وطن
دلتنگی برای خانه
یوسف صابری
غربت زدگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی homesickness
کلمه : homesickness
املای فارسی : همسیککنس
اشتباه تایپی : اخئثسهزندثسس
عکس homesickness : در گوگل

آیا معنی homesickness مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )