برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1285 100 1

humanities


System.String[]

واژه humanities در جمله های نمونه

1. the humanities
1- زبان و ادبیات (به ویژه در یونان و روم) 2- علوم انسانی (ادبیات و زبان و تاریخ و ریاضی و فلسفه و غیره - در برابر : علوم‌sciences)،دانش‌های مردمی

2. the divorce between the sciences and humanities is not good
جدایی بین علوم طبیعی و علوم انسانی صلاح نیست.

3. I prefer science to the humanities.
[ترجمه ترگمان]من علم را به علوم انسانی ترجیح می‌دهم
[ترجمه گوگل]من به علوم انسانی ترجیح می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I've always been more interested in the humanities than the sciences.
[ترجمه ترگمان]من همیشه بیشتر به علوم انسانی نسبت به علوم علاقه داشته‌ام
[ترجمه گوگل]من همیشه در علوم انسانی بیشتر از علوم علاقه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The term 'Arts' usually refers to humanities and social sciences.
[ترجمه ترگمان]عبارت هنر معمولا به علوم انسانی و علوم اجتماعی اشاره می‌کند
[ترجمه گوگل]اصطلاح 'هنر' معمولا به علوم انسانی و علوم انسانی اشاره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف humanities

انسانیت (اسم)
civilization , humanities
علوم انسانی (اسم)
humanism , humanities , liberal arts
عواطف بشری (اسم)
humanities , humanitarian principles

معنی کلمه humanities به انگلیسی

humanities
• liberal art studies (as opposed to sciences) such as philosophy and literature and art

humanities را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رئیس علی دلواری
علوم انسانی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی humanitiesکلمه : humanities
املای فارسی : هیومنیتیس
اشتباه تایپی : اعئشدهفهثس
عکس humanities : در گوگل

آیا معنی humanities مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )