انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1081 100 1

hurl

تلفظ hurl
تلفظ hurl به آمریکایی/ˈhɜːrl/ تلفظ hurl به انگلیسی/hɜːl/

معنی: پرتاب، لگد، پرتاب کردن، پرت کردن، انداختن
معانی دیگر: (با زور و شدت) پرتاب کردن، افکندن، فروانداختن، برانداختن، به زیرافکندن، (با شدت و حرارت) گفتن، پرخاش کردن، آماج قرار دادن، (با زور و شدت) حرکت کردن یا دادن، (بیس بال) توپ را انداختن

بررسی کلمه hurl

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: hurls, hurling, hurled
(1) تعریف: to throw forcefully.
مترادف: cast, fling, heave, pitch, sling, throw
مشابه: bowl, catapult, chuck, deliver, hurtle, issue, launch, shy, toss

- The pitcher hurled the ball toward home plate.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] این پارچ توپ را به سمت صفحه خانگی پرتاب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چوبک توپ را به طرف صفحه اصلی پرتاب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- In anger, he hurled the vase across the room.
ترجمه کاربر [ترجمه مارال رحمتی] با عصبانیت، گلدان را به سمت اتاق پرتاب کرد.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] با عصبانیت گلدان را روی میز پرتاب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در خشم، گلدان را در اطراف اتاق پرتاب کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: to utter with vehemence.
مترادف: fulminate, sling
مشابه: fling, shoot

- Several onlookers hurled insults at the protesters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] چندین تماشاچی به معترضان توهین کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] چندین نفر از تماشاچیان توهین به معترضین را تحریک کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
فعل ناگذر ( intransitive verb )
(1) تعریف: to throw something forcefully.
مترادف: throw
مشابه: cast, pitch

(2) تعریف: in baseball, to pitch.
مترادف: pitch
اسم ( noun )
مشتقات: hurler (n.)
• : تعریف: a forceful throw.
مترادف: pitch, throw
مشابه: cast, chuck, fling, heave, shy

واژه hurl در جمله های نمونه

1. hurl insults at
ترجمه توهین کردن به،آماج تحقیر و توهین قرار دادن

2. In the past, armies used catapults to hurl heavy stones at enemy fortifications.
ترجمه کاربر [ترجمه امین] در گذشته ، ارتش‌ها از منجنیق‌ها استفاده می‌کردند تا سنگ‌های سنگین را به سمت استحکامات دشمن پرتاب کنند.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در گذشته، ارتش‌های catapults برای پرتاب سنگ‌های سنگین به استحکامات دشمن استفاده می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در گذشته، ارتش ها از سنگ مصنوعی استفاده می کردند تا سنگ های سنگین را در دفاعیات دشمن پرتاب کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The young track and field athlete could already hurl the discus 60 yards.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ورزش‌کار جوان و ورزش‌کار می‌تواند دیسک را ۶۰ یارد پرتاب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ورزشکار جوان و ورزشکار می تواند 60 پله دیسک را پرتاب کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. I'll hurl you out of the company if you dare say the secret!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر جرات می‌کنی این راز را به زبان بیاوری، تو را از شرکت بیرون می‌اندازم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر شما جرأت راز را بگویید، من از شرکت خارج می شوم!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. To start a rumour for me might not hurl away on my election.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای شروع یک شایعه برای من ممکن است که در انتخابات شکست نخورم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای شروع یک شایعه برای من ممکن است در انتخابات من را از بین ببرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The club leader was dismissed for trying to hurl his weight about, which the young people refused to accept.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبر این باشگاه به خاطر تلاش برای پرت کردن وزن خود، که جوانان حاضر به قبول آن نبودند، مرخص شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبر باشگاه برای تلاش برای کاهش وزن خود، که جوانان حاضر به پذیرش آن بودند، اخراج شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. She wanted to hurl herself into his arms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دلش می‌خواست خود را در آغوش او فرو کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او می خواست خودش را در آغوش بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. It took only one heave to hurl him into the river.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فقط یک تکان خورد و او را به طرف رودخانه پرتاب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تنها یک بار او را به سمت رودخانه بردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. The best cure for unhappiness is to hurl yourself into your work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بهترین درمان بدبختی اینه که خودت رو به کار خودت بندازی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بهترین درمان برای ناراحتی، این است که خود را به کار خود بسپارید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. You won't hurl yourself away on such a scum, will you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو خودت را از این کثافت دور نمی‌کنی، مگر نه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما در چنین کلاهبرداری خود را از دست نخواهید داد، آیا شما؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The club leader was dismissed for trying to hurl his weight around, which the young people refused to accept.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رهبر این باشگاه به خاطر تلاش برای پرت کردن وزن خود که جوانان از قبول آن خودداری کردند، مرخص شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رهبر باشگاه برای تلاش برای کاهش وزن خود، که جوانان حاضر به پذیرش آن بودند، اخراج شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Scott recruited an Olympic athlete to hurl the hammer and London skinheads as audience extras.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اسکات یک ورزش‌کار المپیک را استخدام کرد تا the و skinheads لندن را به عنوان تماشاچی، پرتاب کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اسکات یک ورزشکار المپیک را استخدام کرد تا اسکایپ های چکش و لندن را به عنوان مخاطبان مورد استفاده قرار دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Sufficiently large impacts can hurl crater ejecta to any point on the lunar surface.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این اثرات بزرگ می‌توانند دهانه آتشفشان را به هر نقطه‌ای در سطح ماه پرتاب کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاثیرات بزرگی می تواند به هر نقطه ای بر روی سطح ماه می افزاید: ejecta دهانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. I hurl myself at the soldier.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خودم را به سرباز می‌اندازم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من خودم را در سربازخانه می کشم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف hurl

پرتاب (اسم)
put , toss , projection , shy , tilt , jet , pitch , shove , throw , fling , casting , hurl , jaculation , pounce
لگد (اسم)
kick , hurl , trample
پرتاب کردن (فعل)
pelt , slog , project , sling , lunge , thrust , pitch , shove , throw , hurl , shoot , skeet , jaculate
پرت کردن (فعل)
precipitate , toss , shy , launch , throw , fling , hurl , hurtle , flounce , jaculate
انداختن (فعل)
drop , relegate , souse , put , hitch , toss , launch , cast , sling , thrust , lay away , fell , throw , fling , hurl , hurtle , delete , omit , shovel , hew , jaculate

معنی عبارات مرتبط با hurl به فارسی

استخوان ران اسب
توهین کردن به، آماج تحقیر و توهین قرار دادن

معنی کلمه hurl به انگلیسی

hurl
• throw, cast, toss
• if you hurl something, you throw it with a lot of force.
• if you hurl abuse or insults at someone, you shout abuse or insults at them.
• see also hurling.
hurl a stun grenade
• throw a stun grenade (type of explosive)

hurl را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حسن امامی ٢٠:١٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦
پرت کردن چیزی مثل سنگ، کتاب یا ...
|

SuperSU ٢٣:١٣ - ١٣٩٧/١١/٠٧
عصبانی بودن ازدست کسی یا چیزی

پرتاب کردن چیزی از روی اصبانیت

حالم داره بهم میخوره

نیرومند قوی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی hurl
کلمه : hurl
املای فارسی : هورل
اشتباه تایپی : اعقم
عکس hurl : در گوگل


آیا معنی hurl مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )