healed

جمله های نمونه

1. he was healed of his sins
او از گناه پاک شد.

2. that event healed the discord between the two brothers
آن رویداد موجب از بین رفتن نفاق و جدایی آن دو برادر شد.

3. the wound healed over
زخم کاملا التیام یافت.

4. wounds that healed kindly
زخم هایی که خود به خود خوب شدند

5. through skin grafting,his burns healed and he escaped death
از طریق پیوند پوست سوختگی هایش خوب شد و از مرگ جست.

6. the separation which he brought about in the church has not healed yet
تفرقه ای که او در کلیسا ایجاد کرد هنوز التیام نیافته است.

پیشنهاد کاربران

ماندگاریِ تتو
ترمیم
التیام
ترمیم
الیتام

التیام یافتن،
پاک شدن، از بین رفتن

بپرس