برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1292 100 1

ideal

/aɪˈdiːl/ /aɪˈdɪəl/

معنی: ارزو، کمال مطلوب، ارمان، ایدهال، هدف زندگی، معنی، دلخواه
معانی دیگر: خواسته، آرزویی، آرمانی، ایده آل، پسند، وابسته به فکر و تصور، پندار وار، انگاری، پنداشتی، تفکری، ذهنی، گمانی، تصوری، تخیلی، (فلسفه) وابسته به آرمان گرایی (ایده آلیسم)، آرمان گرایانه، پندار گرایانه، (افلاطون) مینوی، راستین الگو، هدف عالی و غایی، ابر آماج، خیال، انگاره، پنداره، (ریاضی) مثالی، خیالی

بررسی کلمه ideal

اسم ( noun )
(1) تعریف: an idea of something in its perfect form or essence.
مترادف: archetype, epitome, essence, pattern
مشابه: abstraction, beau ideal, criterion, model, original, paradigm, standard, type

- A society without violence is an ideal worth working for.
[ترجمه ترگمان] جامعه بدون خشونت یک ارزش ایده‌آل برای کار کردن است
[ترجمه گوگل] یک جامعه بدون خشونت یک ایده است که باید برای آن کار کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a principle or aim considered honorable; standard of excellence.
مشابه: aim, aspiration, conviction, principle, standard

- He has high ideals and always tries to act with integrity.
[ترجمه ترگمان] او دارای آرمان‌های عالی است و همیشه سعی دارد با صداقت عمل کند
[ترجمه گوگل] او آرمان های بالایی دارد و همیشه سعی می کند با صداقت عمل کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: something or someone that embodies a standard.
مترادف: beau ideal, example, hero, heroine, idol, model, pattern, prototype, standard
مشابه: classic, exemplar, inspiration, light, nonpareil, paragon ...

واژه ideal در جمله های نمونه

1. ideal beauty
زیبایی آرمانی

2. ideal factors
عامل‌های مثالی

3. ideal weather for swimming
هوای مطلوب برای شنا

4. an ideal being
یک موجود آرمانی

5. her ideal husband
شوهر دلخواه او

6. the ideal of a world society
آرمان یک همزیگان جهانی

7. their ideal was a quiet, simple life
کمال مطلوب آنها یک زندگی ساده و آرام بود.

8. a purely ideal concept of society
تصور صرفا خیال پردازانه‌ای از جامعه

9. she confuses ideal and concrete things
او چیزهای تخیلی را با چیزهای ملموس قاطی می‌کند.

10. the renaissance ideal of the universal man
آرمان رنسانس درباره‌ی مرد گسترده دان

11. his conception of the ideal life
پنداشت او درباره‌ی زندگی دلخواه

12. a perfect circle is an ideal impossible to construct
یک دایره‌ی کامل انگاره‌ای است که درست کردن آن غیر ممکن می‌باشد.

13. don't pay a down payment; keep your options open until you find your ideal house
...

مترادف ideal

ارزو (اسم)
wish , appetence , appetency , desire , will , aspiration , ambition , wishing , appetite , ideal
کمال مطلوب (اسم)
ideal , beau-ideal
ارمان (اسم)
desire , ideal
ایدهال (اسم)
ideal
هدف زندگی (اسم)
ideal
معنی (اسم)
abstract , meaning , sense , significance , implication , signification , point , reality , spirit , intent , innuendo , essence , idea , ideal , moral , peculiar charm
دلخواه (صفت)
arbitrary , ideal

معنی عبارات مرتبط با ideal به فارسی

(هندسه) نقطه ی بی نهایت، نقطه ی آرمانی
زیبایی دلخواه، زیبایی آرمانی، خوشگل، زیبای تمام عیار، کمال مطلوب
(روان شناسی) من آرمانی، خودآرمانی

معنی ideal در دیکشنری تخصصی

ideal
[برق و الکترونیک] ایده آل
[نساجی] مطلوب - ایده آل - کامل
[ریاضیات] آرمان، ایده آل، آرمانی، دلخواه، خیالی، ایدآل دو طرفه
[ریاضیات] رده ی ایده آل
[ریاضیات] گروه رده های ایدآل
[برق و الکترونیک] هادی ایده آل
[پلیمر] کوپلیمر ایده آل
[برق و الکترونیک] بلور ایده آل
[برق و الکترونیک] عایق ایده آل
[شیمی] گاز الکترون ایده آل
[ریاضیات] عناصر مثالی
[ریاضیات] عامل های مثالی
[عمران و معماری] جریان ایده آل - جریان بدون اصطکاک - سیال آرمانی
[ریاضیات] ایده آل آبلی
[ریاضیات] ایده آل الگزاندر
[ریاضیات] ایده آل پوچساز، ایده آل صفرساز
...

معنی کلمه ideal به انگلیسی

ideal
• idea or standard of perfection, pattern, model; person or thing which embodies a standard of perfection; aspiration, aim, goal
• perfect; imaginary, existing only in the mind; excellent, best; exemplary; embodying a standard of perfection
• an ideal is a principle, idea, or standard that seems very good and worth trying to achieve.
• your ideal of something is the person or thing that seems to you to be the best possible example of it.
• the ideal person or thing for a particular purpose is the best one for it.
• an ideal society or world is the best possible one that you can imagine.
ideal gas
• gas made from molecules that do not chemically interact with other substances, perfect gas
ideal investment
• perfect type of investment

ideal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا
واژه فرانسوی-
دلخواه،آرمانی،رویایی،پسندیده،خوشایند،
دلچسب،دلپذیر،دلپسند،دلنشین-
هدف والا،آرمان برتر!-
بهترین،باحال،عالی،شگفت انگیز،خفن!-
جالب،چشمگیر،چشمنواز،معرکه!
Azad
ايده آل
محدثه فرومدی
معیار، مقیاس، ملاک، شاخص، میزان، الگو، سرمشق
criterion, standard - the ideal in terms of which something can be judged = thefreedictionary.com/ideal

In Table 5.3 I have taken the 60 index scores and have arrayed them about the rank-size ideal :
در جدول ۵/۳ من ۶۰ نمره شاخص را آورده‌ام و آنها را پیرامون معیار رتبه-اندازه مرتب کرده‌ام
Sevda
ایده‌آل، مطلوب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ideal
کلمه : ideal
املای فارسی : ایده‌ال
اشتباه تایپی : هیثشم
عکس ideal : در گوگل

آیا معنی ideal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )