برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1281 100 1

igniting

معنی igniting در دیکشنری تخصصی

igniting
[برق و الکترونیک] جرقه زن
[برق و الکترونیک] عامل جرقه

igniting را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Alirea
cause to
trigger
موجب شدن - باعث شدن
جهان
آغازگر، سرآغاز

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی igniting مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )