برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1186 100 1

imagined

واژه imagined در جمله های نمونه

1. i imagined i was running in the street naked
خیال کردم دارم لخت در خیابان می‌دوم‌!

2. i would have never imagined that she would become a doctor
هرگز گمان نمی‌کردم که او دکتر بشود.

3. It is just as I imagined.
[ترجمه ترگمان]درست همان طور که تصور می‌کردم
[ترجمه گوگل]درست همانطور که تصور کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I had imagined her to be older than that.
[ترجمه ترگمان]تصور کرده بودم که او بزرگ‌تر از آن است
[ترجمه گوگل]من تصور می کردم او بزرگتر از آن باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She imagined walking into the office and handing in her resignation.
[ترجمه ترگمان]او تصور کرد که به دفتر می‌رود و استعفای او را تقدیم می‌کند
[ترجمه گوگل]او تصور کرد که وارد دفترش شود و به استعفا بازگردد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. It's time to start living the life you've imagined.
...

معنی کلمه imagined به انگلیسی

imagined
• created in the mind, visualized, conjured up; fancied, unreal

imagined را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Lale
گمان .خیال
سید
خیال.رویا
زهرا
خيالي (adj) دوستان توجه كنن كه اين (adj) نه (noun) چون نوشتن خيال يا رويا كه اشتباهه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی imagined مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )