انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 955 100 1

impious

تلفظ impious
تلفظ impious به آمریکایی/ˈɪmpɪəs/ تلفظ impious به انگلیسی/ˈɪmpɪəs/

معنی: کافر، بی دین، بد کیش، ناپرهیزکار، خدا نشناس، نا پرهیزگار
معانی دیگر: ناپارسا، بی تقوا، لامذهب

بررسی کلمه impious

صفت ( adjective )
مشتقات: impiously (adv.), impiousness (n.)
• : تعریف: lacking in reverence or respect; irreverent.
متضاد: pious

- It was considered impious to play games with dice on a Sunday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] در نظر گرفته می‌شد که بازی‌های روز یکشنبه با طاس بازی کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] در یکشنبه یک بازی غیرقانونی در نظر گرفته شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش
- He blamed himself for having impious thoughts.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] خود را به خاطر افکار impious سرزنش می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] او خود را برای داشتن افکار ناسپاس سوگند یاد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه impious در جمله های نمونه

1. Ramsey, so shamefully plundered and denuded by impious villains?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رمزی که به خاطر آن اراذل و اوباش را غارت کرده و همه را غارت کرده بود؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رامسی، به طرز شرم آوری توسط خائنانی نافرجام غارت و دزدیده شده است؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Change was popularly associated with the impious ways of foreign heretics.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تغییر در میان مردم به طرق impious بدعتگذاران خارجی، همراه بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تغییر به شدت با روشهای غیرقانونی گرایشهای خارجی همراه بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. In that case it would be impious to consult the Oracle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در این صورت برای مشورت با Oracle impious خواهد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در این صورت ناسازگاری با Oracle خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Let us recur not to that impious man - how hateful to both of us!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]باز هم به آن مرد impious، که نسبت به هر دوی ما نفرت‌انگیز است، باز گردیم!
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اجازه ندهید که به این مرد بیگناه تجاوز نشویم - چقدر نفرت انگیز به هر دو ما!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Good cannot have an impious servitor. He who is an atheist is but a bad leader for the human race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]خوبی نمی‌تواند خدمت گزار بی‌دین داشته باشد کسی که ملحد است یک رهبر بد برای نژاد بشر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خوب نمیتواند یک خدمتکار ناعادلانه داشته باشد او که ملحد است، اما رهبر بد برای نژاد بشر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Your calumny against the great is impious.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]calumny در مقابل این بزرگ impious است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عذاب تو در برابر بزرگی است بیگانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. And this shall be my salvation, that no impious man can come into his presence.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و این رستگاری من خواهد بود که هیچ مرد impious نمی‌تواند به حضور او بیاید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و این نجات من خواهد بود، که هیچ انسان بیگناه نمی تواند به حضور او بیاید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. For six months impious Hagarenes tried to make Zlata accept Islam, but she remained steadfast.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]شش ماه Hagarenes impious کوشید تا اسلام را وادار به قبول اسلام کند، ولی در عین حال ثابت‌قدم بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای شش ماه حجاریان ناسزا تلاش کرد تا زلاتا اسلام را بپذیرد، اما باقی ماند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. In contrast to the heavenly city, the earthly city is occupied by the fallen angels and the impious.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بر خلاف شهر آسمانی، این شهر زمینی به عهده فرشتگان افتاده و the است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقابل شهر آسمانی، شهر زمین توسط فرشتگان افتاده و بیگانه اشغال شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. And I have heard a name given already to the impious thief who dared disturb her.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]و من اسم یک دزد را شنیده‌ام که جرات کرده او را به هم بزند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]و من شنیده ام که نامی به دزد بی رحم داده ام که جرأت او را نگران کرده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. If resistance waits till life is reduced nearly to one uniform type, all deviations from that type will come to be considered impious, immoral, even monstrous and contrary to nature.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اگر مقاومت صبر کند تا زندگی به یک نوع یکنواخت کاهش یابد، همه انحرافات از آن نوع به صورت impious، غیراخلاقی، و حتی خلاف طبیعت در نظر گرفته می‌شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اگر مقاومت به انتظار می رود تا زندگی تقریبا به یک نوع یکنواخت کاهش یابد، تمام انحرافات از آن نوع به نظر می رسد غیرقانونی، غیر اخلاقی، حتی هیولا و بر خلاف طبیعت است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Piety will frown upon the man who has inherited goods from the impious ; that is, until he takes his style of dress from his own father.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]piety به مردی که اجناس را از the به ارث برده باشد اخم می‌کند، یعنی تا وقتی که لباسش را از پدرش بخرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کفار بر مردی که کالا را از زنا نثار کرده است، خنثی می شود؛ این است که تا زمانی که سبک خود را از لباس پدر خود بگیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Progress should believe in God. Good cannot have an impious servitor. He who is an atheist is but a bad leader for the human race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ترقی باید به خداوند ایمان داشته باشد خوبی نمی‌تواند خدمت گزار بی‌دین داشته باشد کسی که ملحد است یک رهبر بد برای نژاد بشر است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیشرفت باید به خدا ایمان داشته باشد خوب نمیتواند یک خدمتکار ناعادلانه داشته باشد او که ملحد است، اما رهبر بد برای نژاد بشر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. All the images were taken down. And though the angels came down from heaven so it was said and beat the impious emperors, the iconoclasm continued.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام تصاویر را گرفته بودند و اگر چه فرشتگان از آسمان پایین می‌آمدند، می‌گفتند و the را beat
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام تصاویر گرفته شده اند و هرچند فرشتگان از آسمان بیرون آمدند، پس گفته شد و امپراتورهای بیگانه را ضرب و شتم، دائمی ادامه داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف impious

کافر (صفت)
saracen , unbelieving , ethnic , heathen , impious
بی دین (صفت)
ungodly , miscreant , impious , irreligious
بد کیش (صفت)
impious , irreligious
ناپرهیزکار (صفت)
impious , incontinent
خدا نشناس (صفت)
ungodly , miscreant , impious
نا پرهیزگار (صفت)
impious

معنی کلمه impious به انگلیسی

impious
• ungodly, lacking reverence for god or religious matters; lacking respect
• someone who is impious shows a lack of respect or religious reverence; a formal word, used showing disapproval.

impious را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی impious



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی impious
کلمه : impious
املای فارسی : ایمپیوس
اشتباه تایپی : هئحهخعس
عکس impious : در گوگل


آیا معنی impious مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )