برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1331 100 1

impious

/ˈɪmpɪəs/ /ˈɪmpɪəs/

معنی: کافر، بی دین، بد کیش، ناپرهیزکار، خدا نشناس، نا پرهیزگار
معانی دیگر: ناپارسا، بی تقوا، لامذهب

بررسی کلمه impious

صفت ( adjective )
مشتقات: impiously (adv.), impiousness (n.)
• : تعریف: lacking in reverence or respect; irreverent.
متضاد: pious

- It was considered impious to play games with dice on a Sunday.
[ترجمه ترگمان] در نظر گرفته می‌شد که بازی‌های روز یکشنبه با طاس بازی کنند
[ترجمه گوگل] در یکشنبه یک بازی غیرقانونی در نظر گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He blamed himself for having impious thoughts.
[ترجمه ترگمان] خود را به خاطر افکار impious سرزنش می‌کرد
[ترجمه گوگل] او خود را برای داشتن افکار ناسپاس سوگند یاد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه impious در جمله های نمونه

1. Ramsey, so shamefully plundered and denuded by impious villains?
[ترجمه ترگمان]رمزی که به خاطر آن اراذل و اوباش را غارت کرده و همه را غارت کرده بود؟
[ترجمه گوگل]رامسی، به طرز شرم آوری توسط خائنانی نافرجام غارت و دزدیده شده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Change was popularly associated with the impious ways of foreign heretics.
[ترجمه ترگمان]تغییر در میان مردم به طرق impious بدعتگذاران خارجی، همراه بود
[ترجمه گوگل]تغییر به شدت با روشهای غیرقانونی گرایشهای خارجی همراه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. In that case it would be impious to consult the Oracle.
[ترجمه ترگمان]در این صورت برای مشورت با Oracle impious خواهد بود
[ترجمه گوگل]در این صورت ناسازگاری با Oracle خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Let us recur not to that impious man - how hateful to both of us!
[ترجمه ترگمان]باز هم به آن مرد impious، که نسبت به هر دوی ما نفرت‌انگیز است، باز گردیم!
[ترجمه گوگل]اجازه ندهید که به این مرد بیگناه تجاوز نشویم - چ ...

مترادف impious

کافر (صفت)
saracen , unbelieving , ethnic , heathen , impious
بی دین (صفت)
ungodly , miscreant , impious , irreligious
بد کیش (صفت)
impious , irreligious
ناپرهیزکار (صفت)
impious , incontinent
خدا نشناس (صفت)
ungodly , miscreant , impious
نا پرهیزگار (صفت)
impious

معنی کلمه impious به انگلیسی

impious
• ungodly, lacking reverence for god or religious matters; lacking respect
• someone who is impious shows a lack of respect or religious reverence; a formal word, used showing disapproval.

impious را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی impious
کلمه : impious
املای فارسی : ایمپیوس
اشتباه تایپی : هئحهخعس
عکس impious : در گوگل

آیا معنی impious مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )