انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 892 100 1

معنی کلمه in isolation به انگلیسی

in isolation
• alone, separated from others

in isolation را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی in isolation

محمد علی کریمی ٢٢:١٤ - ١٣٩٧/٠٣/٢٧
مستقلاً،سوا،منفردا،تک تک و نه به صورت گروهی،فردا فرد،جدا جدا ،سوا سوا،یکی یکی،به تنهایی،انفرادا،بطور جداگانه
|

فرهاد سليمان‌نژاد ١٢:٠٣ - ١٣٩٧/٠٦/١٨
فقط، صرفاً، تنها
|

پیشنهاد شما درباره معنی in isolation



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر



آیا معنی in isolation مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )