انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 952 100 1

incubator

تلفظ incubator
تلفظ incubator به آمریکایی/ˈɪŋkjəˌbeɪtər/ تلفظ incubator به انگلیسی/ˈɪnkjʊbeɪtə/

معنی: ماشین جوجه کشی، محل پرورش اطفال زودرس

بررسی کلمه incubator

اسم ( noun )
(1) تعریف: a temperature-controlled apparatus in which ideal conditions are maintained for the recovery of sick or premature infants.

(2) تعریف: an apparatus providing artificial warmth to enable eggs to hatch.

(3) تعریف: an apparatus providing ideal conditions for the growth of bacterial cultures.

واژه incubator در جمله های نمونه

1. an incubator can hatch hundreds of chickens
ترجمه ماشین جوجه‌کشی می‌تواند صدها جوجه به عمل آورد.

2. D., you may be in that inorganic incubator until you are forty-five.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]د د تو ممکنه تا چهل و پنج سالگی در دستگاه incubator inorganic باشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]د شما ممکن است در این انکوباتور معدنی قرار داشته باشید تا چهل و پنج ساله شوید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The drive motor should be fitted outside the incubator to prevent any local heating effect.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]موتور محرک باید خارج از انکوباتور نصب شود تا از هر اثر گرمایش محلی جلوگیری شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موتور درایو باید خارج از انکوباتور نصب شود تا مانع هرگونه اثر گرما محلی شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Step one: The incubator I half fill a spaghetti jar with tank water, adding fungus preventative.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرحله اول: انکوباتور من نصف یک شیشه اسپاگتی را با آب مخزن پر می‌کنم و fungus قارچ را افزایش می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گام اول: انکوباتور I نیمه یک شیشه اسپاگتی را با آب مخزن پر می کند، افزودن قارچ پیشگیرانه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. It overturned after hitting a car, shattering the incubator which was keeping tiny tot Victoria Elliot alive.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از ضربه زدن به ماشین، ماشین جوجه‌کشی بسته بود که tot را زنده نگه داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این پس از ضربه زدن به خودرو، انفجار انکوباتور که ویکتوریا الیوت کاملا جمع شده بود، لغو شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Seeing him lying in an incubator for the first time was a uniquely distressing experience.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دیدن او در دستگاه انکوباتور برای اولین بار، تجربه‌ای منحصر به فرد بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دیدن او در انکوباتور دروغ گفتن برای اولین بار یک تجربه منحصرا ناراحت کننده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Do incubator chickens love their mother?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آیا مرغ‌های خانگی مادرشان را دوست دارند؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آیا جوجه های انکوباتور مادر خود را دوست دارند؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Space-saving low temperature incubator is ideal for small volume workloads.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]incubator دمای پایین در فضا برای حجم کاری حجم کوچک ایده‌آل است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انکوباتور دمای پایین برای صرفه جویی در فضا ایده آل برای حجم کاری کم حجم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Business incubator is called Business Incubation Center in China.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]انکوباتور تجاری به نام مرکز پرورش کسب‌وکار در چین نامیده می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]انکوباتور کسب و کار مرکز انکوباسیون کسب و کار در چین نامیده می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Contaminated eggs in the incubator set off a chain reaction of exploding eggs.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تخم‌گذاری که در دستگاه انکوباتور تخم می‌گذارد، یک واکنش زنجیره‌ای از انفجار تخم‌مرغ را آغاز می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تخم مرغ آلوده در انکوباتور یک واکنش زنجیره ای از انفجار تخم ها را ایجاد می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The venture capital mixed business incubator is the current new hot point.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مرکز سرمایه‌گذاری کسب‌وکار مختلط یک نقطه داغ جدید است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سرمایه انسانی تجاری مخلوط سرمایه نقطه جاری جدید است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. SIFE is an incubator, breeding a loving-heart, nourishing self-confidence and producing many a young group which can do well.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]SIFE یک انکوباتور، پرورش قلب مهربان، تغذیه اعتماد به نفس و تولید بسیاری از گروه‌های جوان است که می‌تواند خوب عمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]SIFE یک انکوباتور، پرورش قلب دوست داشتنی، تقویت اعتماد به نفس و تولید بسیاری از گروه جوان است که می تواند به خوبی انجام دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Aidiya is the paradise and incubator for medium-sized and small enterprises to establish a business. The enterprises in Aidiya can enjoy the policy of "Deduction for 3 years and Halving for 2 years".
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Aidiya، بهشت و انکوباتور برای شرکت‌های کوچک و متوسط برای ایجاد کسب‌وکار است شرکت‌ها در Aidiya می‌توانند از سیاست \" قیاس به سه سال و halving به مدت ۲ سال بهره‌مند شوند \"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Aidiya بهشت ​​و انکوباتور برای شرکت های متوسط ​​و کوچک برای ایجاد یک کسب و کار است شرکت های Aidiya می توانند از سیاست 'Deduction برای 3 سال و نیمه به مدت 2 سال' بهره مند شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. SDO 0 is currently an incubator subproject (called Tuscany) under the Apache Software Foundation that is intended become the de facto standard of data model programming APIs for SOA development.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]SDO ۰ در حال حاضر یکی از پروژه‌های انکوباتور (به نام توسکانی)تحت بنیاد نرم‌افزاری آپاچی است که برای توسعه SOA به یک استاندارد بالفعل در برنامه‌نویسی مدل داده تبدیل شده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]SDO 0 در حال حاضر یک زیرپروژه انکوباتور (Toscany نامیده می شود) تحت بنیاد Software Apache است که در نظر گرفته شده است به عنوان استانداردی از API API های برنامه نویسی مدل برای توسعه SOA تبدیل شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Their baby was so small she spent three weeks in an incubator before going home.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بچه آن‌ها آنقدر کوچک بود که سه هفته قبل از رفتن به خانه یک ماشین جوجه‌کشی به کار برد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بچه آنها خیلی کوچک بود و قبل از رفتن به خانه سه هفته در انکوباتور گذراند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف incubator

ماشین جوجه کشی (اسم)
incubator
محل پرورش اطفال زودرس (اسم)
incubator

معنی کلمه incubator به انگلیسی

incubator
• apparatus which keeps eggs warm until they hatch; temperature-controlled apparatus in which sick or premature infants are kept; device in which bacteria are cultivated
• an incubator is a piece of hospital equipment in which a sick or weak newborn baby is kept.

incubator را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی incubator

احسان راشد ١٢:٢٦ - ١٣٩٦/٠٦/٠٤
تسهیلات رشد کسب و کارهای نوپا
|

حانیه ١١:٢٦ - ١٣٩٧/٠٣/١٥
مرکز رشد
|

حسن امامی ١٠:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠
دستگاهی که نوزادان زودتر ازموعد متولد شده را برای رشد کامل در آن میگذارند
دستگاهی که تخم پراکندگان را برای تکمیل فرایند باروری در آن میگذارند.
مرکز رشد : مرکزی که به رشد نهادهای تازه تاسیس شده کمک می کند
|

فریماه رفیعی ٢٠:٥٢ - ١٣٩٧/١٠/٠٢
در کسب و کار: شتاب دهنده
|

ebitaheri@gmail.com ١٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٦
اتاقک نگهداری ، اتاقک رشد

محفظه نگهداری ، محفظه رشد
|

پیشنهاد شما درباره معنی incubator



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی incubator
کلمه : incubator
املای فارسی : اینکوبتر
اشتباه تایپی : هدزعذشفخق
عکس incubator : در گوگل


آیا معنی incubator مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )