انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 948 100 1

insurgent

تلفظ insurgent
تلفظ insurgent به آمریکایی/ˌɪnˈsɜːrdʒənt/ تلفظ insurgent به انگلیسی/ɪnˈsɜːdʒənt/

معنی: متمرد، شورشی
معانی دیگر: گردنکش، یاغی، آدم شورشگر، آدم گردنکش

بررسی کلمه insurgent

اسم ( noun )
(1) تعریف: one who uses armed force to rebel against one's own government.
متضاد: loyalist
مشابه: rebel, revolutionary

- Government forces were sent to defeat the insurgents.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] نیروهای دولتی برای شکست دادن شورشیان اعزام شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] نیروهای دولتی برای شکست شورشیان فرستاده شدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: a member of a group, esp. a political party, who rebels against its policies.
مشابه: renegade, subversive
صفت ( adjective )
(1) تعریف: participating in a revolt; rebellious.
متضاد: loyal
مشابه: mutinous, rebel, rebellious, renegade

- an insurgent army
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یک ارتش شورشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] یک ارتش شورشی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: rapidly surging in.

- insurgent waters
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] آب‌های شورشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] شورشیان آب
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه insurgent در جمله های نمونه

1. nayeb hossein and his insurgent men
ترجمه نایب حسین و مردان شورشی او

2. General Washington led the insurgent forces in the Revolutionary War.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ژنرال واشنگتن نیروهای شورشی را در جنگ انقلابی رهبری کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ژنرال واشنگتن نیروهای شورشی را در جنگ انقلابی رهبری کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Insurgent forces were reported advancing in the region.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]نیروهای شورشی در این منطقه پیشروی کرده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]نیروهای شورشی در منطقه پیشرفت کرده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. He also organized the insurgent peasants into companies, and instructed them in the use of firearms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او همچنین روستاییان شورشی را به شرکت‌ها سازماندهی کرد و به آن‌ها در استفاده از سلاح‌های گرم آموزش داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او همچنین دهقانان شورشی را به شرکت ها سازماندهی کرد و آنها را در استفاده از سلاح گرم آموزش داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The marines are pushing into insurgent - held areas in the districts of Nawa and Garmser ( see map ).
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تفنگداران دریایی به مناطق تحت کنترل شورشیان در نواحی نوا و Garmser وارد می‌شوند (نقشه را ببینید)
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تفنگداران دریایی به مناطق شورشی منتخب در مناطق نووا و گارمسر (نقشه را ببینید) را فشار می دهند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Recent insurgent attacks are likely to make banks even more reticent.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حملات اخیر شورشیان احتمالا بانک‌ها را بدتر می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حملات شورشی اخیر سبب می شود که بانک ها حتی بیشتر از آن به سر می برند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The attack happened yesterday in Mahmoudiya, the Sunni insurgent stronghold about 20 miles south of Baghdad.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این حمله دیروز در Mahmoudiya، پایگاه شورشیان سنی در حدود ۲۰ مایلی جنوب بغداد رخ داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این حمله روز گذشته در محمودیه، قلعه سنی ستیزه جویان حدود 20 مایلی جنوب بغداد رخ داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. In a separate development, an Iraqi insurgent group claims to have kidnapped an American security consultant and has threatened to kill him within 48 hours unless all prisoners are released.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در یک توسعه جداگانه، یک گروه شورشی عراقی ادعا می‌کند که یک مشاور امنیتی آمریکایی را ربوده‌است و تهدید کرده‌است که در عرض ۴۸ ساعت او را خواهد کشت مگر اینکه همه زندانیان آزاد شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در یک تکامل جداگانه، یک گروه شورشی عراق ادعا می کند که یک مشاور امنیتی امریکایی را ربوده و در عرض 48 ساعت تهدید کرده است تا همه زندانیان آزاد شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Pakistan army gunship helicopters relentlessly pounded insurgent positions since the clashes broke out in the border region a week ago.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بالگردهای توپدار ارتش پاکستان از زمانی که این درگیری‌ها یک هفته پیش در منطقه مرزی آغاز شد، بی‌رحمانه مواضع شورشیان را هدف قرار دادند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هلیکوپترهای ارتش پاکستان در ارتش پاکستان، پس از وقوع درگیری ها در منطقه مرزی یک هفته پیش، بی رحمانه موضع شورشیان را زخمی کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. There are also two insurgent factions in the game, to let you play as the rebels.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]همچنین دو جناح شورشی در این بازی وجود دارد تا به شما اجازه بازی با شورشیان را بدهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همچنین در این بازی دو جناح شورشی وجود دارد که به شما اجازه می دهد به عنوان شورشیان بازی کنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. In the face of devastating insurgent fire, the ANA located directly behind Staff Sgt. Miller broke formation and bound away downhill and out of the kill zone, leaving Staff Sgt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مواجهه با آتش‌سوزی ویرانگر شورشی، ارتش ملی افغانستان به طور مستقیم پشت سر گروهبان میلر واقع شد و از تپه پایین آمد و از منطقه کشت خارج شد و گروهبان را ترک کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در مقابل آتش سوزی ویرانگر شورشيان، اردوی ملی افغانستان مستقيما در پشت سربازان سپاه واقع شده است میلر شکست را تشکیل داد و دور افتاده و خارج از منطقه کشتن، ترک کارکنان Sgt
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Another insurgent violence in Iraq has been blamed for more and injuries in Baghdad and Kirkuk.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یکی دیگر از خشونت‌های شورشیان در عراق به خاطر جراحات و جراحات در بغداد و کرکوک مورد سرزنش قرار گرفته‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یکی دیگر از خشونت های شورشیان در عراق به علت بیشتر و صدمات در بغداد و کرکوک سرزنش شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Faruk says they are threatened both by insurgent and government forces.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فاروق می‌گوید که آن‌ها هم توسط نیروهای دولتی و هم توسط نیروهای دولتی تهدید شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فاروک می گوید که آنها توسط نیروهای شورشی و دولت تهدید می شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The insurgent mob assembled at the gate of the city park.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جمعیت شورشیان در دروازه پارک شهر جمع شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ستون شورشی در دروازه پارک شهر جمع شده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف insurgent

متمرد (اسم)
rebel , recalcitrant , outlaw , lawbreaker , insurgent , recusant
شورشی (صفت)
insurgent

معنی کلمه insurgent به انگلیسی

insurgent
• rebel, person who revolts
• rising in revolt, mutinous, rebellious; surging up, flooding in (of or like waves)
• insurgents are people who are fighting against the government or army of their own country; a formal word.

insurgent را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی insurgent

ebitaheri@gmail.com ٢٠:٤٩ - ١٣٩٦/١٠/٠٩
قانون‌شکن
|

Ali Afrasiabi ١٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٠٥
طغیان گر، شورشی
|

پیشنهاد شما درباره معنی insurgent



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی insurgent
کلمه : insurgent
املای فارسی : اینسورگنت
اشتباه تایپی : هدسعقلثدف
عکس insurgent : در گوگل


آیا معنی insurgent مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )