انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 945 100 1

interlocutor

تلفظ interlocutor
تلفظ interlocutor به آمریکایی/ˌɪntərˈlɑːkjətər/ تلفظ interlocutor به انگلیسی/ˌɪntəˈlɒkjʊtə/

معنی: طرف صحبت، هم سخن، کلیم، جواب دهنده
معانی دیگر: گفت و شنودگر

بررسی کلمه interlocutor

اسم ( noun )
• : تعریف: one who participates in a conversation or dialogue.

واژه interlocutor در جمله های نمونه

1. Abraham was able to act as interpreter and interlocutor for our group.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ابراهیم توانست به عنوان مفسر و interlocutor برای گروه ما عمل کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ابراهیم توانست به عنوان مترجم و همکار برای گروه ما عمل کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. These interlocutors, one assumes, were selected at random, for logical coherence in the set as a whole is wanting.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این طرفین، که فرض می‌شود، به طور تصادفی انتخاب شده‌اند، به منظور انسجام منطقی در مجموعه به عنوان یک کل، انتخاب شده‌اند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این مخاطبان، یکی از فرض ها، به صورت تصادفی انتخاب شده اند، زیرا انسجام منطقی در مجموعه به عنوان یک کل مورد نظر است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Warren will be the evening's sole interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]وارن \"تنها\" مخاطب \"میشه\"
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وارن تنها فرد مذکور خواهد بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Tess's attention was thus attracted to the dairyman's interlocutor, of whom she could see but the merest patch, owing to his burying his head so persistently in the flank of the milcher.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]توجه تس به طرف مخاطب s جلب توجه کرد که او جز آن تکه زمین چیزی نمی‌دید جز اینکه سرش را به این سو و آن طرف کشیده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این ترتیب توجه تس به همتای دامپران جذب شد، که او می توانست آن را ببیند، اما به دلیل غرق شدن سر او، به طور مداوم در سمت چپ گاردنر
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Then, having riveted the eyes of his interlocutor on his own, he glanced towards the door.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد، که چشمان interlocutor را به خود جلب کرده بود، نگاهی به در انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس، چشم خود را به مخاطب خود چسبانده، به سمت درب نگاه کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Owen had the habit of staring motionlessly at his interlocutor. Sentence dictionary
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوون عادت به خیره شدن به interlocutor داشت لغت نامه از جمله
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اوون عادت داشت به طور ناگهانی به همتای خود نگاه کند فرهنگ لغت جمله
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Its long-term effect however was to provoke Edinburgh employers into various devices to evade the high piece-work rates stipulated by the Interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، اثر بلند مدت آن تحریک کردن کارفرمایان ادینبورگ در دستگاه‌های مختلف برای گریز از نرخ‌های بالای کار مندرج در interlocutor بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با این وجود، اثر طولانی مدت آن باعث شد تا کارفرمایان ادینبورگ به وسیله های مختلف برای جلوگیری از نرخ بالای کار قطعی تعیین شده توسط Interlocutor بپردازند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The objective is to allow the system to respond flexibly to requests for, and information given by the human interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هدف این است که به این سیستم اجازه دهیم تا انعطاف‌پذیر به درخواست‌ها، و اطلاعات ارائه‌شده توسط مخاطب انسان پاسخ دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هدف این است که اجازه دهید سیستم به انعطاف پذیری پاسخ به درخواست و اطلاعاتی که از طرف مخاطب انسان داده شده است پاسخ دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Boethius’ thoughts and reflections are written in prose, whilst the wisdom of his interlocutor, Philosophy, appears in verse.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اندیشه‌ها و اندیشه‌ها به نثر نوشته می‌شوند، در حالی که حکمت of، فلسفه، به نظم می‌رسد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]افکار و بازتاب های بوتسیوس در پروسه نوشته شده است، در حالی که حکمت مخاطب او، فلسفه، در آیه ظاهر می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. With nihilism, no discussion is possible; for the nihilist logic doubts the existence of its interlocutor, and is not quite sure that it exists itself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با نیهیلیسم جر و بحث امکان پذیر نیست؛ زیرا منطق nihilist وجود interlocutor آن را تردید دارد و کاملا مطمئن نیست که خودش وجود دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با نیهیلیسم، هیچ بحثی امکان پذیر نیست برای منطق نیهیلیت، وجود مخاطب آن را تضاد می کند، و کاملا مطمئن نیست که خودش وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Debray stepped forward, and cordially pressed the hand of his interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دبرای هم قدمی به جلو نهاد و صمیمانه دست مخاطب خود را فشرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Debray به سمت جلو حرکت کرد و از طرف همتایانش صمیمانه سرش را تکان داد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The United States had previously only referred to the opposition TNC as Libya's legitimate interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ایالات‌متحده پیش از این تنها به TNC نیز به عنوان مخاطب قانونی لیبی اشاره کرده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]ایالات متحده قبلا فقط به عنوان مخالف TNC مخالف به عنوان مشارکت قانونی لیبی اشاره کرده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Full Screen Caller will show a big picture and detailed information about your interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Caller های کاربری کامل یک تصویر بزرگ و اطلاعات مفصل در مورد interlocutor را نشان خواهند داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Caller Full Screen یک عکس بزرگ و اطلاعات دقیق در مورد مخاطب خود را نشان می دهد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Both groups show higher likelihood to apologize for the female offender and the female offended interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هر دو گروه احتمال بالاتری برای عذرخواهی برای مجرم زن و مخاطب آزرده زن نشان می‌دهند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هر دو گروه احتمال بیشتری نسبت به زن متخلف و همسر متجاوز زن عذرخواهی می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Instead, London, Berlin and Paris often seemed to be competing to be Beijing's chosen interlocutor.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای آن، لندن، برلین و پاریس اغلب به عنوان مخاطب برگزیده پکن رقابت می‌کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در عوض، لندن، برلین و پاریس اغلب به نظر می رسید رقابت می کنند که هوادار انتخابی پکن باشند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف interlocutor

طرف صحبت (اسم)
interlocutor
هم سخن (اسم)
interlocutor
کلیم (اسم)
interlocutor
جواب دهنده (اسم)
interlocutor

معنی کلمه interlocutor به انگلیسی

interlocutor
• converser, participant in a conversation
• your interlocutor is the person with whom you are having a conversation; a formal word.
his interlocutor
• person he is talking with

interlocutor را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی interlocutor

فرهاد سليمان‌نژاد ١٥:٠٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٧
مصاحبه‌كننده
|

parvaneh ١٨:٢٣ - ١٣٩٧/١١/٠٤
مخاطب
|

پیشنهاد شما درباره معنی interlocutor



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی interlocutor
کلمه : interlocutor
املای فارسی : اینترلکوتر
اشتباه تایپی : هدفثقمخزعفخق
عکس interlocutor : در گوگل


آیا معنی interlocutor مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )