برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1289 100 1

interwoven

واژه interwoven در جمله های نمونه

1. For these people, land is inextricably interwoven with life itself.
[ترجمه ترگمان]برای این مردم زمین به طور جدایی ناپذیری از خود زندگی به هم آمیخته شده‌است
[ترجمه گوگل]برای این افراد زمین به طور جدی با زندگی خود درهم آمیخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Our lives are interwoven.
[ترجمه ترگمان]زندگی ما به هم بافته شده‌است
[ترجمه گوگل]زندگی ما درهم آمیخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The two themes are inextricably interwoven in the book.
[ترجمه ترگمان]این دو موضوع به طور جدایی ناپذیری در کتاب به هم بافته‌شده
[ترجمه گوگل]این دو موضوع به طور جدی در کتاب پیوند دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Your destiny is interwoven with mine.
[ترجمه ترگمان] سرنوشتت با مال من به هم گره خورده
[ترجمه گوگل]سرنوشت شما با من تعامل دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه interwoven به انگلیسی

interwoven
• if things are interwoven, they are very closely connected.

interwoven را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

R.f
در هم آمیخته
به هم فشرده
رئیس علی دلواری
در هم تنیده شده (adj)
مرضیه
مرتبط
محدثه فرومدی
درهم‌تنیده، درهم‌بافته، درهم‌تابیده، درهم‌پیچیده، مشبک
به‌هم‌تنیده، به‌هم‌بافته، به‌هم‌تابیده، به‌هم‌پیچیده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی interwoven مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )