انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1091 100 1

ironically

تلفظ ironically
تلفظ ironically به آمریکایی/aɪˈrɑːnɪkl̩i/ تلفظ ironically به انگلیسی/aɪˈrɒnɪkl̩i/

بطعنه، ازروی طعنه

بررسی کلمه ironically

قید ( adverb )
(1) تعریف: in an ironic manner.

- The play ended ironically.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید پارساپور ] بازی بصورت غیر مترقبه (غیر منتظره) پایان یافت
|

ترجمه کاربر [ترجمه ااقدیریان] نمایش بر خلاف انتظار پایان یافت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بازی با طنز پایان یافت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] بازی به طرز شگفت انگیزی به پایان رسید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

(2) تعریف: contrary to what seemed likely at first or to what one would naturally predict.

- Ironically, his constantly ailing wife outlived him by twenty years.
ترجمه کاربر [ترجمه سعید پارساپور ] در کمال شگفتی همسر دائمی و رنجور وی 20 سال بیش از او زندگی کرد
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] از قضا، بیست سال بود که زن بیمار و رنجور او بیش از بیست سال به زندگی ادامه داد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل] به طرز وحشیانه ای، همسر ثابت همسرش او را بیست سال گذراند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

واژه ironically در جمله های نمونه

1. She ended up doing commercials, which ironically revived her acting career.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او به انجام آگهی‌های بازرگانی پایان داد که به طور طعنه‌آمیز فعالیت بازیگری او را احیا کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به دنبال آگهی های بازرگانی بود، که به طرز وحشیانه بازیگری حرفه ای خود را احیا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Ironically, for a man who hated war, he would have made a superb war cameraman.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به جای آن که مردی که از جنگ نفرت داشت، یک فیلم بردار جنگی بزرگ ساخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز جادویی، برای یک مردی که از جنگ خشمگین بود، او یک فیلمبردار جنگی عالی خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Ironically, his cold got better on the last day of his holiday.
ترجمه کاربر [ترجمه فرزانه] به طرز عجیبی سرماخوردگی اش در روز آخر تعطیلاتش بهبود یافت.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با این حال، سرمای او در آخرین روز تعطیلی او بهتر شده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، روز آخر تعطیلاتش سردتر شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Classmates at West Point had ironically dubbed him Beauty.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]classmates در وست پوینت به استهزا او را زیبا لقب داده بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همکلاسی های وست پوینت به طرز شگفت انگیزی به او زیبایی زدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Ironically, most people came to watch the match on the day it poured with rain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا اغلب مردم برای تماشای مسابقه در روزی که باران می‌بارید آمدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، اکثر مردم هنگام تماشای مسابقه در روزی که با باران ریختند، آمدند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Ironically, even as the government was fulminating against American policy, American jeans and videocassettes were the hottest items in the stalls of the market, where the incongruity can be seen as an example of human inconsistency.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا، حتی با اینکه دولت مخالف سیاست آمریکا بود، شلوار جین آمریکایی و نوار ویدیویی داغ‌ترین اقلام در غرفه‌های بازار بودند که این ناهماهنگی را می توان به عنوان نمونه‌ای از ناهماهنگی انسان تلقی کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای حاکی از آن است که حتی دولت نیز در برابر سیاست آمریکا فریاد زده بود؛ شلوار جین آمریکا و فیلم های ویدئویی داغترین اقلام موجود در بازار بودند، در حالی که عدم انطباق را می توان به عنوان نمونه ای از انسجام انسانی دانست
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Ironically, the book she felt was her worst sold more copies than any of her others.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جالب بود، کتابی که او احساس می‌کرد بدترین نسخه از بقیه of بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز عجیب و غریب، کتابی که او احساس می کرد بدترین نسخه هایش را نسبت به هرکدام از دیگرانش فروخت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. 'Oh, no problem!' said Terry, ironically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اوه، مشکلی نیست تری با ریشخند گفت:
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]'اوه مشکلی نیست!' Terry با صدای بلند گفت:
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Ironically when Randalstown first won the league title two seasons Victorians again held the key to their title victory.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا، هنگامی که Randalstown اولین بار عنوان قهرمانی را به دست آورد، two بار دیگر کلید پیروزی عنوان خود را بدست آوردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای که Randalstown اولین بار در فصل لیگ دریافت کرد دو فصل ویکتوریا دوباره کلیدی برای پیروزی عنوان خود را حفظ کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Ironically, he is also patron of foresters.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا او هم حامی foresters است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، او نیز مدافع جنگل ها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Ironically, a primary father may offer a special benefit to his children.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا، یک پدر اصلی می‌تواند یک مزیت ویژه برای فرزندان خود ارائه کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، یک پدر اولیه ممکن است برای فرزندانش سود ویژه ای بگذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Ironically, the hereditary peers thus became the only people who have the right to democratic representation in the second chamber.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]از قضا، همسالان موروثی تنها کسانی شدند که حق نمایندگی دموکراتیک در اتاق دوم را دارند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، همتایان ارثی به این ترتیب تنها افرادی بودند که حق حضور نمایندگی دموکراتیک در اتاق دوم را دارند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. They are, ironically, the modern version of the church of the Middle Ages.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها به طور طعنه‌آمیز نسخه مدرن کلیسای قرون‌وسطی هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها، به طرز جادویی، نسخه مدرن کلیسای قرون وسطی هستند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Ironically, of the three, Whalen seems most ready to put the whole mess behind him.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]جالب است از آن سه نفر که ظاهرا همه چیز را پشت سر گذاشته و همه چیز را پشت سر گذاشته
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای از سه، Whalen به نظر می رسد بیشتر آماده برای قرار دادن کل غرقه پشت سر او
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Ironically, the Thatcherites deserve part of the credit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جالب اینجاست که \"Thatcherites\" لیاقت بخشی از اعتبار رو داره
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به طرز وحشیانه ای، Thatcherites مستحق بخشی از اعتبار است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه ironically به انگلیسی

ironically
• in an ironical manner, mockingly, sarcastically, by means of irony
• you say ironically to draw attention to a situation which is strange or amusing, because it is the opposite of what you expect.
• if you say something ironically, you say it as a joke or insult, because it is an inappropriate thing to say in the particular situation.

ironically را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضوان‌حسین زاده ١٢:٢٧ - ١٣٩٦/٠٩/١٥
جالب،عجیب و مضحک بدلیل تفاوت با انچه بطور نرمال انتظارش رو داریم
|

مرجان میری لواسانی ١٩:١٨ - ١٣٩٦/٠٩/٢٦
از قضا
|

محمد ١٦:٣١ - ١٣٩٧/٠٢/٢٠
جالبه که (این ترجمه معمولا در اول جمله و وقتی میخواهیم چیزی عجیب رو به مسخره بگیم.)
Ironically, his constantly ailing wife outlived him by twenty years.
جالبه که زن مریضش بیست سال بیشتر از خودش زنده موند.
|

ساناز ١٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٨
بر خلاف انتظار
|

ساناز ١٠:٢٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢٨
دور از انتظار
|

میلاد علی پور ١٤:٥٨ - ١٣٩٨/٠٥/٢١
جالب اینجا بود که،خنده دار این بود که
|

sima ١٠:٥٥ - ١٣٩٨/٠٨/١٥
مضحک است که
|

Maryam ١٠:٣٨ - ١٣٩٨/٠٨/٢١
غیر منتظره
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ironically
کلمه : ironically
املای فارسی : ایرنیکللی
اشتباه تایپی : هقخدهزشممغ
عکس ironically : در گوگل


آیا معنی ironically مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )