انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 893 100 1

بررسی کلمه jet lag

اسم ( noun )
• : تعریف: a temporary disruption of biological rhythms as the result of traveling by jet airplane across several time zones.

واژه jet lag در جمله های نمونه

1. I'm still suffering from jet lag after my trip to Australia.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من هنوز هم پس از سفر به استرالیا از تاخیر جت رنج می‌برم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من بعد از سفر به استرالیا هنوز از وقفه جت رنج می برم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Jet lag occurs because jet travel ignores the circadian timekeeper.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاخیر جت به این دلیل رخ می‌دهد که سفر جت حضور و غیاب را نادیده می‌گیرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاخیر جت اتفاق می افتد، زیرا جت مسافرتی را نادیده می گیرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. I staved off jet lag with a bath and an early night.
ترجمه کاربر [ترجمه محمد حاتم وند] با یک حمام و خواب زودهنگام شب، خستگی ناشی از پرواز طولانی رو پشت سر گذاشتم.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]با یک حمام و یک شب خیلی زود از هواپیما پیاده شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من با یک حمام و یک شب زود خسته شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Jet lag is caused because the body clock does not readjust immediately to the time change.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاخیر جت به این دلیل است که ساعت بدن فورا با تغییر زمان سازگاری ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاخیر جت ناشی از آن است که ساعت بدن به سرعت تغییر نمی کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. I'm suffering from jet lag but I'll feel better after a good night's sleep.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من از پرواز jet رنج می‌برم، اما بعد از خواب شبانه حالم بهتر می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من از عقب افتادگی جت رنج می برم، اما بعد از یک شب خوب، احساس خوبی خواهم داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I felt completely disorientated with the jet lag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من کاملا گیج شده بودم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]احساس خستگی جت را کاملا احساس نکردم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Of course, George may have had jet lag.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]البته، جورج هم ممکن است دچار تاخیر جت شده باشد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]البته جورج ممکن است تاخیر جت داشته باشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The jet lag induces a mild form of hallucination.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاخیر جت باعث ایجاد یک شکل خفیف از توهم می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاخیر جت القاء یک نوع خفیف توهم است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Actress Lindsay Wagner revealed her recipe to combat jet lag: Epsom salts and baking soda poured into a hot bath.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنرپیشه زن \"لیندزی واگنر\" دستورالعمل خود را برای مبارزه با تاخیر جت اعلام کرد: نمک اپسوم و جوش‌شیرین به حمام داغ ریخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بازیگر زن لیندسی واگنر دستورالعمل خود را برای مبارزه با واکنش جت نشان داد: نمک های اپسیم و نوشابه های گازدار به یک حمام داغ ریخته می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The symptoms of jet lag result from a temporary disruption of these rhythms.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علایم تاخیر جت ناشی از قطع موقت این ریتم‌های است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]علائم ناگهانی جت ناشی از قطع موقت این ریتم ها است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The first week is hell; jet lag and a sluggish nausea I can't explain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هفته اول جهنم است؛ پرواز با سرعت و یک حالت تهوع اور که نمی‌توانم توضیح دهم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هفته اول جهنم است تاخیر جت و تهوع تلخ من نمی توانم توضیح دهم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. It's jet lag and it affects nearly everyone on long-haul flights.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این یک تاخیر جت است و تقریبا همه افراد در پروازهای طولانی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این واکنش جت است و تقریبا همه در پروازهای طولانی تاثیر می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Social jet lag is described as the difference between biological time and external requirements.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تاخیر جت اجتماعی به عنوان تفاوت بین زمان زیستی و الزامات خارجی توصیف می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تاخیر جت اجتماعی به عنوان تفاوت بین زمان بیولوژیکی و نیازهای خارجی توصیف می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Owing to jet lag, I left so tired.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به خاطر تاخیر جت، من خیلی خسته شدم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به دلیل عقب افتادگی جت، من خسته شدم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه jet lag به انگلیسی

jet lag
• feeling of exhaustion and disorientation caused by travelling between time zones

jet lag را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی jet lag

zahra ١١:١٨ - ١٣٩٦/٠٦/١٣
معنی:خستگی ناشی از یک جا نشستن
|

احسان ١٩:٤٦ - ١٣٩٦/٠٦/١٤
احساس خستگی، فرسودگی و اختلال در خواب در اثر مسافرت طولانی با هواپیما که در نتیجه منجر به تغییر ساعت بیولوژیک بدن (ریتم خواب و بیداری) میگردد.
|

خستگي از پرواز ١٦:١٢ - ١٣٩٦/٠٩/١٩
خستگي از پرواز طولاني
|

علی چهری ١٥:١٣ - ١٣٩٦/١٠/١٨
خستگی پا (پزشکی)
|

عسل ١٤:٢٢ - ١٣٩٦/١٢/١٣
خستگی ناشی از سفر هوایی
|

حسام ١٠:٠٥ - ١٣٩٧/٠١/١٥
در اصطلاح به بهم خوردن زمان خواب در اثر اختلاف ساعت بین کشور مبدا و مقصد ایجاد میشود میگویند
|

ebitaheri@gmail.com ٠٧:٣٤ - ١٣٩٧/٠٤/١٦
پرواز زدگی
|

Somayeh ١١:٤٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
extreme tiredness and other physical effects felt by a person after a long flight
across several time zones.
خستگی شدید و دیگر اثرات فیزیکی (بهم خوردن زمان خواب و بیداری)که فرد بعد از یک پرواز طولانی در چندین منطقه زمانی احساس می کند.
|

سمیه محرابی ١٦:٤٤ - ١٣٩٧/٠٥/١٤
Extreme tiredness and other physical
effects felt by a person after a long flight
across several time zones.
خستگی شدید و دیگر اثرات فیزیکی (بهم خوردن زمان خواب و بیداری)که فرد بعد از یک پرواز طولانی در چندین منطقه زمانی احساس می کند.
|

Masoud ١٥:١١ - ١٣٩٨/٠١/٣١
اب به اب شدن
|

پیشنهاد شما درباره معنی jet lag



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jet lag
کلمه : jet lag
املای فارسی : جیت لاگ
اشتباه تایپی : تثف مشل
عکس jet lag : در گوگل


آیا معنی jet lag مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )