برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1320 100 1

joining


قانون ـ فقه : الحاق

واژه joining در جمله های نمونه

1. he used to seduce young people into joining the party
او جوانان را اغوا می‌کرد که عضو حزب بشوند.

2. They excluded people under 18 from joining the club.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها افراد زیر ۱۸ سال را از پیوستن به این باشگاه محروم کردند
[ترجمه گوگل]آنها افراد زیر 18 سال را از عضویت در باشگاه حذف کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Since joining the Common Market, Britain's trade with Europe has greatly increased.
[ترجمه ترگمان]با پیوستن به بازار مشترک، تجارت بریتانیا با اروپا به شدت افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]از زمان پیوستن به بازار مشترک، تجارت بریتانیا با اروپا تا حد زیادی افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Draw a line joining all the crosses.
[ترجمه ترگمان]صف کشیدن به همه صلیب‌ها را بکشید
[ترجمه گوگل]قرعه کشی یک خط متصل به تمام صلیب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. It's a bit bourgeois, isn't it, joining a golf club?
[ترجمه ترگمان]ی ...

معنی کلمه joining به انگلیسی

joining
• coming together, participating; connecting, combining, uniting; connection, join, place of union
• connecting, combining, uniting
joining formation
• participation by aircraft in a joint flight in a particular formation (for battle or performance in an air show)
joining the majority
• participated in the majority, joined the largest group
veto joining
• vote to to participation, refuse participation by a vote

joining را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نیازعلی شمس
همبندسازی
Mobina
تعمیر کردن،ساختن
abolfazl
متصل کردن، اتصال دادن، ملحق شدن
تعمیر کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی joining
کلمه : joining
املای فارسی : جوینینگ
اشتباه تایپی : تخهدهدل
عکس joining : در گوگل

آیا معنی joining مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )