برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1349 100 1

jumpsuit

/ˈdʒʌmpˌsuːt/ /ˈdʒʌmpsuːt/

روپوش (ویژه ی تکاوران و مکانیک ها و چتربازان و غیره که شلوار و بالاتنه ی آن یک تکه است)

واژه jumpsuit در جمله های نمونه

1. The baby, dressed in a flowery jumpsuit, waved her rattle.
[ترجمه ترگمان]بچه که لباس گل‌دار پوشیده بود، سر تکان داد و سرش را تکان داد
[ترجمه گوگل]کودک، لباس پوشیدنی در جوراب شلواری، جیغ کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Just wearing the Falcons' jumpsuit gives you confidence.
[ترجمه ترگمان]فقط پوشیدن لباس شاهین به شما اعتماد به نفس می‌دهد
[ترجمه گوگل]فقط کت و شلوار Falcons به شما اعتماد به نفس می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A short, energetic woman in a suede jumpsuit entered carrying an awkward canvas bag.
[ترجمه ترگمان]زن کوتاه‌قد و پر جنب و جوشی که با لباس جیر پوشیده شده بود وارد یک کیسه کرباسی کثیف شد
[ترجمه گوگل]یک زن کوتاه و پر انرژی در یک جوزپه جیرجیر وارد کیف چاقوی بی دست و پا شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He sewed a jumpsuit and mittens for this super - cat who obviously loved this game.
[ترجمه ترگمان]او برای این سوپر گربه که مشخصا عاشق این بازی بود، یک لباس و دستکش می‌دوخت
[ترجمه گوگل]او ...

معنی کلمه jumpsuit به انگلیسی

jumpsuit
• full bodysuit worn by parachuters (worn during the time of parachuting); women's overalls

jumpsuit را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس محمدی
لباس یکسره که در جلو یا پشت زیپ دارد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی jumpsuit
کلمه : jumpsuit
املای فارسی : جومپسویت
اشتباه تایپی : تعئحسعهف
عکس jumpsuit : در گوگل

آیا معنی jumpsuit مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )